قهرمان ميرزا عين السلطنه

1621

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خوبى دارد ، جمعيت هم زياد مىآيد . پائين در زير درختهاى گردو مجلس تعزيه منعقد مىشود . براى بيكارى مشغولياتى است . شنبه 14 جمادى الاول - از تعزيه فراغتى حاصل شد . روزها هم بيشتر به يك روش مىگذشت . نزاع ملكى كوچنان و اندج با دكىها را بهانه كرده قرار شد حضرت و الا يك شب كوچنان تشريف‌فرما شوند . ضمنا عمل آنها هم كه مدتى است نزاع و گفتگو دارند اصلاح شود . اين هر سه ملك خود حضرت و الا است . در سر ملك ديگرى . . . آن‌قدر با هم بغض و عداوت دارند . اندج‌رود صبح قبل از دسته سوار شديم . راه تا شهرك از كنار شاهرود بود . آبش كم شده همه جا اسب مىشود زد . از شهرك راه از دره اندج شد . رود كوچك اندج آبش خيلى صاف و خيلى گواراست . از صاين كلايه و ملا كلايه گذشتيم . هردو ملك اربابى است . در قريهء كندانه‌سر براى ناهار پياده شديم . هوا هم گرم شد . كندانه‌سر ملك حضرت و الا است . مثل ساير املاك مىخورند و مىبرند . اين ناحيهء الموت به همان اسم قريهء اندج مشهور به ناحيهء اندج‌رود است . الموت چهار ناحيه است . از همه بزرگتر ناحيهء بالا رودبار است كه تمام دهات آن خالصه است . ديگرى ناحيهء تركان است ، سيمى آتان ناحيه است . چهارم اندج‌رود . ناهار خيلى دير رسيد . بالاخان در اين سفر ازبس بد غذا داد و اداهاى بىمزه درآورد عرض كرديم نظارت را به معتضد الممالك دادند . ضميمهء كارهاى او شد . چند روزى است غذاى خوب مىخوريم ، حقيقة ميان نوكرهاى حضرت و الا معتضد الممالك خيلى زرنگ كاردان و باعرضه است . بعد از ناهار مدتى آس‌بازى كرديم . بنان همايون بر خلاف هميشه چند روز است مىبازد . كوچنان دو ساعت و نيم به غروب مانده از كندانه‌سر سوارشده از اندج و دك گذشته وارد باغات سبز خرم قشنگ كوچنان شديم . كوچنانيها و دكيها قال و مقال مىكردند ، هركدام حدود خود را نشان مىدادند . كوچنان ده بزرگ آبادى است . دك هفت هشت خانوار بيش نيست . چون سه چهار نفر آخوند دارد . . . در خانهء كدخدا كه دو سه اطاق تازه و ايوان خوبى داشت پياده شديم . كوچنان صد خانوار است . باغات بسيار دارد . درخت گردو فراوان دارد و بسيار كهن و بارآور . سالى دويست سيصد تومان گردوى فقط مىفروشند . به قدر ده دانه به ما كه مالك آنجا هستيم