قهرمان ميرزا عين السلطنه
1617
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فورا دختر خودش را به ديگرى عقد مىكند و حكم مىكند بابيها را بگيرند ليكن دنباله پيدا نمىكند . اما در اصفهان آقا نجفى اين حكم را مىفرمايند و قريب پنجاه شصت نفر از بابيه را شكم مىدرند و سر مىبرند ، مابقى يا مخفى مىشوند يا فرار مىكنند . در شهر يزد هم صد نفر متجاوز از بابيه كشتهاند و چندين روز دكاكين [ را ] بسته در قتل و غارت كوشش داشتند . اين اخبارات باعث هيجان جناب آقاى سيد جمال قزوينى هم مىشود . دو نفر از بابيهء قزوين را گرفته ، بعضى مىگويند مقتول نموده بعضى مىگويند در خانهء خودش حبس كرده . روزى چند مرتبه چوب مىزند و صدمات ديگر مىرساند . اردوئى در طهران تشكيل دادهاند . افواج و سوار و توپچى قزوين را هم كلية احضار نمودهاند . مىگويند بهسمت اصفهان خواهد رفت . نمىدانم عاقبت اين بابيه و ملاهاى ايران چه خواهد شد ، عجالة خيلى معتبر شدهاند . دولت عاجز آنها است و جلوگيرى نمىتواند بكند . خيلى قوى هستند و به اين سهولت با اين قشون بىترتيب ، غيرمنظم ، گرسنه ، گدا دولت نمىتواند از عهده برآيد . از زنجان هم وزير كاغذى نوشته بود . كريم خان پسر ابراهيم خان و دو نفر نوكرش را پسر مهدى بيك حصارى با گلوله كشته . سه چهار قتل ديگر هم در شهر و خارج شهر شده . اشرار طارم همچنان گرم شرارت هستند كه احدى صاحب جان و مال نيست . لله الحمد الموت جاى امن امان [ است ] و ما آسوده هستيم . شكار در خرلت چهارشنبه 12 - بالاى زوارك خرلت جائى است كه شكار بز دارد و قرق نمودهاند . امروز آنجا به شكار رفتيم . شكارچيهاى الموتى و جمعيت ايلان و وناش ، كوشكدشت ، يارفى آمده بودند اطراف دره را گرفته كه شكار بهسمت ما بيايد . صبح زود تفنگچيها بيست و پنج بز ديده بودند . اين شكارگاه تا زوارك نيمساعت راه بيش نيست . بارى يك بز بهسمت من آمد . اما رمضان شكارچى دير ملتفت شد تا مرا صدا زد و من تفنگ چهارپاره به دستم بود زمين گذاشته از تقى تفنگ « جاكسون » گرفتم بز پشت يال رفته از زير پاى ما به فاصلهء سيصد قدم بهسمت حضرت و الا رفت . چنگيز و قاسم دو سه تير انداختند ليكن بيفايده بود . راست بز به سمت حضرت و الا رفت . آنها هم دير ملتفت شده بعد چند تير خالى كردند نخورد و سلامت بهدر رفت . دفعهء ديگر يك بز ماده و دو بچه از دنبال رو به بالا آمد . از دويست قدمى ما را ديدند و سرازير شدند . هرچه اطراف