قهرمان ميرزا عين السلطنه
1576
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روز ورود هم با تمام اهل شهر استقبال رفتيم . لدى الورود سلام عام منعقد شد . شب را هم در باغ چراغانى و آتشبازى مفصل و مهمانى كردم . الحمد لله در اين مدت چهل روز غيبت حضرت و الا شهر و توابع هم در كمال نظم بود . بارى اين مقدمهاى بود براى اين مختصر . حال سر مطلب برويم . اغتشاشات در ايل سوار اهل دويرن كه سپرده به جناب فخر الملك است و از طرف ايشان يك سال جناب فخر الممالك فرزند ايشان به سركردگى سوار و ايل آمدهاند بواسطهء اغتشاش كه در اول سال در ميان دو طايفه اتفاق افتاده پنج ماه تمام در سرچم ماندند كه اين قتل و غارتها اصلاح شود . جناب فخر الملك هم فرنگستان و در ركاب مبارك بود . بعضى مفسدين از طهران و زنجان نگذاشتند عمل به كلى اصلاح شود . رشيد الدوله را هم از گروس سپهسالار مأمور اين كار كرد . رفت و بدتر اسباب اغتشاش شد . كارهاى اين سمت قدرى معوق ماند و ماليات گرفته نشد . سوار حاضر نگرديد . خانبابا خان صمصام نظام كه سركرده كردهاند سه چهار هزار تومان ماليات را نداده و برعكس [ كه ] بايد سركرده است اسباب نظم بشود مغشوش كرده . خوانين ديگر هم به گروس و ساير جاها بىاعتدالى كرده مال و اموال مردم را بردهاند . فخر الممالك قدرى كارش پيشرفت نكرده ناچار به طهران و حضرت و الا مكرر عريضه كرده و مرا خواست براى تسويه و تصفيهء كارها بروم . حركت به كاوند - تختهسنگ طلا افخم الدوله را شهر گذاشته و امروز باوجود برف مقارن ظهر براى كاوند حركت كردم . راه سربالا و سنگلاخ [ بود ] . ناهار مختصرى در قلىكندى صرف شده . نيمساعت مانده در شدت برف و كولاك وارد بالاخانهء حاجى سبزعلى كاوندى شدم . اين ده كاوند معروف همهجا است . بواسطهء پيدا شدن يك تختهسنگ طلا كه در بيست و شش سال قبل يارى نام كاوندى پيدا كرده بود كه تقريبا چهار سال دولت مهندس و معدنشناس روانه كرده چيزى معلوم نشد و از يارى هم هيچ مطلبى بروز نكرد الّا اينكه در فلان نقطه اين سنگ را ديدم و چون قشنگ بود به منزل آوردم . بعد از چندى يهودى آمد قدرى از سنگ را خريد و من ديدم قيمت دارد شهر بردم و معلوم شد طلاى احمر است .