قهرمان ميرزا عين السلطنه

1568

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

فتح السلطان در عوض فرع قريهء قروه فتح السلطان برادر مير شكار حاليه پنج اسب فرستاده كه يكى را پسند كنم . در صورتىكه هر پنج رأس صد تومان نمىارزد . رد كردم و گفتم يا همان قرارداد مسعود الملك ، يا حاضر منازعه باشيد . مستراح - آزادى جمعه 24 جمادى الاول - در حقيقت حبس محترمى [ هستم ] . از صبح تا عصر در اين بالاخانه نشسته كارى ندارم . بدتر از همه مستراح هم در جاى بدى واقع شده كه محبس و طويله و آشپزخانه مجاور آن است . چاتمهء قراول محبس مثل اين است كه براى آنجا مستحفظ است . صبح و عصر بايد مجبورا بروم . در دخول و خروج از نزد اين‌همه آدم خجالت مىكشم ، خصوصا تعظيمات نظامى قراولها و انتظار آنها در حالت خبردار تا خارج شدن من و تبليغ احترامات نظامى مجدد . آزادى خوب چيزى است و هيچ‌چيز با آن برابرى ندارد . اخبار جهان ديشب حضرت و الا چندين نمره از « پوبليك نيوز » ( اخبار تلگرافى ) روانه فرموده بودند . تاج‌گذارى پادشاه انگليس كه يك سال بود تهيه و تدارك آن ديده مىشد مقرر به اواخر ماه جون بود ، شروع به تاجگذارى هم شد . تا روزى كه فرداى آن پادشاه انگليس مىبايست على الرسم به كليساى وست مينستر برود و تاج بر سر گذاشته عهد و پيمان نمايد غفلة زخمى در شكم و معدهء شاه بروز كرده كه به كلى از زندگانى وى مأيوس شده تمام تشريفات و تداركات برهم خورد . اطباء مشغول معالجه شده آخر الامر شكم او را شكافته و زخمها را قطع و وصل كرده همين‌قدر شد كه از خطر گذشت . بعضى از تشريفات مثل سان قشون و بعضى از مهمانيها با حضور ملكه و وليعهد در كمال سردى به عمل آمده مهمانها را مرخص كردند . از جمله سركار و الا شاهزاده مؤيد الدولهء ما بود . پادشاه انگليس را بعد از چندين روز مداوا توى كالسكهء بزرگى انداخته محرمانه به كشتى برده تا تدريجا معالجه شود و تاجگذارى به ماه اوت مقرر شد ، يعنى مختصرا و همين‌قدر به كليسا برود . اين اخبار تلگرافى ديشب انجام و اختتام تاجگذارى را محتوى بود .