قهرمان ميرزا عين السلطنه

1567

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بوقلمون پلو - على بلاغى فراغتى بود . نبى خان مقدم برادر مرحوم مصطفى قلى خان مير شكار شاه شهيد نور الله مضجعه خوب حاضر خدمت است . بر خلاف سابق آدم شده . دعوتى در عبد الله‌آباد و شكار كبك كرده بود . يك فرسنگ و نيم راه بود . حوضخانه و اطاق خوبى داشت . بوقلمون پلو هم داد . نيم‌ساعت بيشتر خواب نكردم بعد سوار شده براى شكار كبك رفتيم . خيلى گردش كرديم ، كبك زيادى پيدا نشد . يك دانه ابراهيم خان نايب الحكومه و يك دانه مبشر ديوان پسر نبى خان زدند . در سرچشمهء على بلاغى آفتاب گردان زده بودند . اين‌جا را عوام زيارت‌گاه مىدانند و روزهاى جمعه از تمام دهات جمعيت مىرود قربانى مىبرند . غار تماشائى بزرگى هم نزديكى دارد . قدمگاهى هم دارد . هواى خوشى داشت . دو ساعت به غروب مانده سوار شده منزل يك ساعت از شب رفته رسيديم . مسعود الملك احوال نداشت و نيامده بود . شب كاغذجات زيادى از شهر رسيد . حاجى افخم الدوله گويا به‌سمت خمسه حركت كرده باشد و اين دو سه روزه اينجا وارد شود . شفاعت از شريعتمدار حضرت و الا دستخط فرموده بودند كه به افخم الدوله بگويم جناب شريعتمدار كه از شهر براى آن حركات حكم شد چندى به دهات خودش و سلطانيه برود حال محض شفاعت نظام الملك كه داماد اوست همراه مراجعت به شهر بدهد . وثوق السلطان - مظفر الدوله گفتگوى برهان السلطنه و مظفر الدوله هم در ميان است و دو سه مجلسى حضورا گفتگو شده . در حقيقت آنچه به سر برهان السلطنه آمد از سوءتدبير خودش بود . بعد مأمورى گرفت وثوق السلطان لقب داشت ، از آن [ احمقهاى ] نمرهء اول تبريز يا قراباغ . آمد چهار ماه در منزل مظفر الدوله شام و ناهار مفت خورد و تمام را از برهان السلطنه بد نوشت و بد گفت . آخر هم مبلغى پول ، اسب [ و ] قالى از اموال منهوبه گرفت . روز قبل از ورود برهان السلطنه به‌سمت تبريز حركت كرد و رفت . حال مرافعه به گردن ما افتاده . مظفر الدوله هم از آدمهاى بىمعنى مهمل دنيا است . ترياك هم مىكشد كه بالاترين عيوبات است . قريب پنجاه هزار تومان هم در خمسه و طهران قرض بالا آورده متصل دردسر او را داريم . هيچ نتيجه هم براى ما ندارد .