قهرمان ميرزا عين السلطنه
1557
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
از قتل پدرش پناه به امير جهانشاه خان آورده دو ملك شش دانگ پيرزبان [ و ] پنبهزبان به مشاراليه بخشيده است . جوان است ، در تمام دعواهاى پدرش و عمويش بوده ، حال ترياكى شده بدتر از سيد حمزه . در پنبهزبان ميان صحرا استراحت كرديم . هوا خنك [ بود ] . باد مه مىآمد . حاصل همدان و خمسه را اغلب باد زده . اما اين باد حالا براى گندم بهاره خوب است . پائيزه اغلب ضايع است . شب خوش گذشت . هروقت درخت تكان مىخورد سيد حمزه چهار ذرع از جا مىپريد . هروقت رضا مار مىگفت فرياد زده ده ذرع دور تر مىرفت و قسمها مىداد . اگر ترياكى نبود و آنقدر قهر نمىكرد براى سفر خوب بود . اما اين دو صفت او را ضايع كرده به هيچ نمىارزد . شنبه ششم - صبح خيلى زود سوار شديم . جهانشاه خان در كوه چادر زده ييلاق رفته است . هواى كرسف زمستان سرد و تابستان گرم و پر پشه است . گفتند راه كم است . به آن اميد مىرانديم و منزل نمىرسيديم . تا كوچه ييلاق هوا بهشدت سرد بود . باد مه مىآمد و حقيقة مثل زمستان بود . اين باد هروقت بوزد خمسه زمستان مىشود . برعكس باد « شره » كه گرم است ، متعفن و كثيف . رفتن مىوزيد كه تمام حاصل را ضايع كرد . آنقدر كسل و پژمرده مىكند كه اندازه ندارد . يكى هم باد اصفهان است كه وسط ايندو است و باز براى حاصل و هوا خوب نيست . اگر باد مه موافق بوزد تا اين فصل بيايد حاصل خمسه به اندازهاى خوب مىشود كه از تعريف بيرون است . قراسوران قراسورانهاى خوبى اين راه دارد . ده به ده يك نفر و دو نفر قراسوران هست و حاضر خدمت با اسب و تفنگ اعلى ، چنانچه در ظرف اين دو سال در تمام اين سه جادهء خمسه يك دزدى نزديك رامين شد ، آن هم دزدش پيدا [ و ] اموال مسترد [ شد ] . هنوز هم در محبس معتكف مىباشند . ديگر هيچ سرقت و دزدى در شهر و خارج شهر واقع نشده است . فضل الله خان از كوچه ييلاق مرخص شد عمويش . . . « 1 » همراه بود . ييلاق جهانشاه خان يك روباه درآمد تازيها حمله آوردند . باوجود خستگى خوب رسيدند . اما روباه بازى درآورده ، گوش تازى « طوار » را زخم كرده به سوراخ رفت ، وقت نبود ، حيوان حلالى هم نبود گذشتيم . از قريهء . . . « 2 » سربالا شديم به كسر چاى ييلاق امير كه بالاى
--> ( 1 ) - جاى نام بياض مانده است . ( 2 ) - نام قريه نوشته نشده .