قهرمان ميرزا عين السلطنه

1556

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مكمل و مسلح با اسبهاى خوب و تفنگهاى ته‌پر صف كشيده بودند . ركاب مرا بوسيده گفت تمام اين سوار برادر و برادرزاده مىباشند و از ترس هجوم اينانلوها جمع شده‌ايم كه اگر بيايند دفاع كنيم . در باغ عليرضا خان پياده شديم . اينها از نوادگان محمد حسين خان خرقانى هستند كه حاكم اصفهان و عربستان بود . بسى مكنت داشت كه تمام را بردند خصوصا شاهسونهاى اينانلو . حال يك دانگ و نيم از سيصد ده و قريه براى اولادش مانده آن را هم اينانلوها نمىگذارند . پنجاه تومان تقديم گذاشته بود . عرايض خود را كرد . اسنادش ملاحظه شد . مجروحين مشاهده شد . حقيقت شاهسونها ظلم و ستم كرده‌اند . تلگرافى به سپهسالار و كاغذ سخت بدى به ناصر نظام رئيس ئيل نوشتم اگر ميرزا حسن دست از حركاتش برندارد جار و جمعيت خمسه هم از دهات شاهسون باقى نخواهند گذاشت . حكومت خمسه و رعيت خمسه عاجز نيست . خيلى شاهنامه خواندم . يعنى همه قسم تسلط هست . عاجز نيستم اما ملاحظه بايد در كارها باشد . بزين - چوردن بعد از ناهار خواب نكرده سوار شدم تا آسياى چوردن « 1 » ده امير الدوله دو ساعت و نيم راه بود . از بزين هم گذشتيم كه اين كهله‌ايها آنجا دعوا كرده بودند . رودخانهء بزين چاى ( بزين‌رود ) كه يك بلوك معتبر خمسه به آن اسم ناميده مىشود از اين ده شروع مىشود . آسيا مال چوردن است ، پائين بزين واقع است . سايه و چمن خوب داشت . خواستم استراحت كنم اما نشد . سيد حمزه ترياكش گل كرده ازبس با نوكرها سربه‌سر گذاشت و آنها اذيتش كردند ممكن نشد . عليرضا خان مرخص شد . با اين بيست سوار او هرجا مىگفتند بدون واهمه و بيم مىرفتم . خيلى سوار آراستهء مسلح خوبى بود . چوردن و بزين هردو از املاك مجد الدولهء مرحوم و حال ملك عيال امير الدوله است . چهار ساعت به غروب مانده سوار شديم . من كهر برهان السلطنه را سوار شدم . مثل كبك در كوه حركت مىكند . اسب طارم است و « دست كوه » خوب دارد . از چوردن رد شده صحرا صاف مىشود . پير مرزبان - پنبه‌زبان فضل الله خان پسر اسد خان زرين‌آبادى با سوارش رسيده . پنبه‌زبان ملك اوست . پس

--> ( 1 ) - چوردن - بزين - كهله يا كهلا - پنبه‌زبان - اين قراء جز دهستان بزينه‌رود در بخش قيدار از شهرستان زنجان .