قهرمان ميرزا عين السلطنه
1547
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كه كانه او باعث موت خانم جانم شده است . به اطاق رفتيم نشستيم و گريه مىكرديم . افتخار نظام و نوكرها و رعيتها به سر و سينه مىزدند . مشكوة الملك مانع بود . چاى صرف شد . هرمز ميرزا كه وارد شد آن عشق و علاقهء خانم به اين طفل ياد من افتاد . مجددا بىاختيار شدم . دست به گردن او كرده از حالت طبيعى خارج شدم . خدا مىداند كه به چه اندازه به اين بچه انس داشت . تمام آنچه خدا خلق كرده براى خاطر او حاضر مىكرد . با همهء ماها دعوا و نزاع در سر او و نزهت الملوك دختر من كه نامزد براى هرمز كرده بود مىكرد . شب و روز انيس و مونس خانم بودند . خدايش رحمت كناد . همچو مادرى كسى ياد ندارد . از هرچيز آراسته و تمام بود . مجلس ثالث ورود شاهزاده خانمها و سايرين بود . من نمىتوانم بنويسم اهل اين دو آبادى كوريجان و مارهموار كه دودانگ مارهموار ملك خود آن مرحومه است چه عزادارى كردند . آحاد افراد اين دو آبادى از انعام و احسان آن مرحومه متنعم بودند . به يكانيكان توجه و رسيدگى مىكرد . اندرون رفتم رقت قلب زنها معلوم است ، حالت من هم معلوم . به نوشتن درست نمىآيد . خداوند قسمت احدى نكند . بارى بعد از ناله و افغانها جمعى ما را ساكت كردند و ناهار آوردند كه از زهر مار بدتر بود و از گلوى احدى فرونرفت . بعد از ناهار متفرق شديم . الحمد لله شاهزاده آغا و شاهزاده خانم ، گلين خانم ، قجر آقا و بچههايشان به سلامت آمدهاند . حج امسال باز هزار شكر دارد . هركس از اين سفر مكه به سلامت مراجعت كرده باشد عمرى است كه دوباره خداى لايزال عطا كرده . نصف حجاج امسال مراجعت نكردهاند . از خمسه سى نفر رفته بود ، پانزده نفر مراجعت كرد . از همدان شصت نفر بيست نفر آمده . از دهات هرچه رفتهاند كمتر آمدهاند . آن هم هركدام از يك راه ، از يك سمت با حالت پريشان و فقر و فاقه . همچو سالى تاكنون كسى ياد ندارد . اشخاصى كه سى دفعه و بيست دفعه به مكه معظمه كه در سرطان و اسد هم رفتهاند مىگويند اين قسم ناخوشى و گرفتارى نديده بوديم كه جان و مال و هرچه هركس دارد به باد فنا رفته باشد . حتى اهل مكهء معظمه و شريف مكه گفته بوده است تا حال در هيچ سنه اين قسم ناخوشى واقع نشده كه نصف بيشتر حجاج تلف شوند . از يكصد هزار زوار و حجاج ژاوه « 1 » كه بروز و با از آنها [ بود ] و خودشان مظهر و هيكل و با هستند پانزده هزار به جده رسيده آنها را هم به
--> ( 1 ) - جاوهاى .