قهرمان ميرزا عين السلطنه

1474

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كه از منزل دور مىشوند جوانى به‌سمت كالسكه دويده و پا را به ركاب درشكه گذاشته بالا مىرود و با دستى كه تپانچه داشته حمله مىكند . يك نفر پليس مخفى به لباس « سويل » كه سوار « ولوسيپت » بود . فورا همان‌طور مرتكب را بغل مىكند و صدراعظم و خود شاه هم دست ضارب را گرفته مانع مىشوند . از اطراف جمعيت جمع شده و مرتكب دستگير مىشود . شاه مجددا به تماشاى ورساى مىروند . اين شخص مسمى به سالسون است و از اهل فرانسه مىباشد . بعلاوهء تپانچه كاردى هم در جيب شلوار داشته و پليس و خيلى از عملهء نظميه مومى اليه را مىشناخته‌اند . از جملهء آنارشيستهاى مشهور است و در زمرهء عمله‌جات بوده . سنش بيست و چهار سال است . هيچ حرف نزده . فقط در وقتى كه دستگير شده گفته است « زنده‌باد بچه‌هاى وطن » . گويا از اين‌كه بر وفق دلخواه كارى صورت نداده غمگين بوده كه هيچ تكلم نكرده است . حقيقت خيلى به‌خير گذشته است و هزارها شكر بايد كرد و جز خواست خدا هيچ‌چيز را مانع قصد او نبايد دانست . زيرا انسان را هزار جان باشد از دست يك همچو از جان گذشته‌اى استخلاص محال است . از قرارى كه در روزنامه نوشته بودند قريب شصت نفر كه اغلب ايتاليائى هستند از زمرهء آنارشيستها تازگى از ينگى دنيا به‌سمت فرنگستان آمده‌اند و به قصد كشتن هشت پادشاه كه يكى از آنها بيچاره شاه ايتاليا بوده است . قيمت آب پنجشنبه 26 - منزل بودم . هوا قدرى ملايم شده . شبها مىشود خوابى رفت . آب امسال هم بسيار كم است . من سال اولى كه به اين منزلها آمدم آب را به قيمت هشت تومان اجاره كردم . سال‌به‌سال زياد گرديد تا امساله كه به چهل و پنج تومان رسيده . آن را هم در رأس هفته نمىدهند ، بلكه به هزار زحمت و مشقت پانزده روز و بيست روز يك مرتبه آب مىآوريم . هميشه از جوى پشت خانه و باغ هفته‌اى دو سه مرتبه آب مىگذشت . اگرچه بايد اين دو ساله ممنون اين يك فقره باشم ، زيرا پدرسوخته حاجى كاظم تمام عمارت مسكونى اين عمارت را پشت به كوچه ساخته و كوچه هم وسعت ندارد ، به همه جهت از بدنهء عمارت و زيرزمينها تا جوى آب يك ذرع و نيم بيشتر نيست . معلوم است حالت اين عمارت كه با خشت ساخته شده . با اين جوى و اين‌همه برف و آب چه حالت دارد . امسال تاكنون دويست تومان خرج پىبندى و شفته‌ريزى پشت عمارت شده و الّا پاك خراب و ويران گرديده بود . هروقت آب از كوچه مىگذشت تمام زيرزمينها مملو آب مىشد و از زيادى رطوبت اطاقها غيرمسكون [ بود ] . خانهء بزرگ با