قهرمان ميرزا عين السلطنه
1475
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اين مشكل كه هزار تقلب در ساختن آن شده ، با اين گرانى مصالح و كمى پول و آمدن از سفر فارس و هزار ماجراى ديگر حالت من بيچاره آشكار است . محمد على شاه ساوهاى تفصيل تازهء اين ايام كه ما ذكرى از آن نكرديم حكايت بامزهاى است . محمد على نامى است سابقا وكيل فوج خلج بوده . ملكى در زرند دارد موسوم به آقچهقره . چون سرحد خاك همدان است و املاك همدان هم اين روزها براى خريدارى خوانين كمين كرده آن ملك را به همان حيلهها كه دارند كه از عمرو و زيد خريدارى كرده كمكم دست تعدى و تصرف بهزور سوار و سرباز دولت كه براى نظم مملكت به آنها سپرده شده دراز نموده مالك حقيقى مىشوند . از دو سه نفر بيع و شرى نموده ليكن مالك آن محمد على و ساير [ ين ] مانع بودند . چندين مرتبه قشونكشى شده پيشرفتى حاصل نكردند . تا اين ايام كه همه در طهران هستند و سپهسالار و ديگران از حضرات حرفشنوى دارند . محمد على را ياغى و طاغى دولت قلم داده شهرتها در طهران دادند . محمد على شاه ! محمد على شاه ! تهران را پر كرد . تمام مردم چشم به راه تشريففرمايى محمد على شاه به طهران شدند . سپهسالار هم براى خرجتراشى و اظهار خدمتگزارى اين مسئله را اهميت داده تا كار بهجائى رسيد كه دو سه دسته سرباز با سيصد سوار ، دو ارابه توپ تهپر با اقبال السلطان و محمد ميرزاى خزلى براى دستگيرى شاهنشاه تازه به ساوه و زرند روانه شد . احكام عديده هم به همدان و قم و عراق [ صادر شد ] كه قواى عسكريهء خود را به آن سمت گسيل نمايند . اين سركردههاى قابل با اين تهيه و تدارك شايان با جلال و جبروت ، با موزيك و غيره از ميدان توپخانه حركت كرده . تمام طهران بلكه تمام ايران اين مسئله شهرتهاى غريب و عجيب نمود . تلگرافات زياد به فرنگ كرده آبوتابى دادند كه هيچ گوشى نشنيده و هيچ چشمى نديده . حضرات رفتند . بعد از يك ماه شهرت كرد كه شاه را گرفته و آوردند . اما اين شاهنشاه آقچهقره يا امپراطور يكى دو ده و قريهء زرند را كه گرفته معلوم نيست پس از چند روز مشار اليه را با چند نفر ديگر با كوكبه وارد طهران و ميدان توپخانه نمودند . از جهت شهرتهائى كه از اين شخص داده بودند زن و مرد راغب ملاقات « ساوه شاه » شدند . قراول توپخانه هم از نفرى يك قران تا دو شاهى گرفت و اعليحضرت امپراطور آقچهقره را نشان داد كه در گوشهء محبس با حالت پريشان افتاده و تمام را قسم مىخورد من همچو عنوانى نكرده [ ام ] ، ازبس دولت به عرض من نرسيد و من دو سال و سه سال در ديوانخانه و جاهاى ديگر متظلم و متحصن بودم فايده نكرد خودم رفته ملك و مال خودم را با دو سه نفر كس و كارم حفظ نمايم . اين نيرنگ را براى من خوانين بيرون