قهرمان ميرزا عين السلطنه
1470
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فرستادند ، برخى مىگويند دماوند . وزارت تجارت را به قايممقام دادند . تقصير معاون الدوله گفتند اين بوده كه با تجار گفتگو در باب نان و گوشت كرده و بعد اظهار داشته است كه كمپانى تشكيل يافته كه نان و گوشت سپردهء آنها شود ، تمام سال به قيمت ارزان بدهد . خود حضرت شعاع السلطنه را هم متهم كردهاند و از فرنگ تلگراف آمده كه بدون شور و صلاح سپهسالار كارى نكند و خودشان هم بروند شمران . به سلامتى تشريف بردند . هفته دو روز گفتند شهر بيايند . سپهسالار همهكاره است عجالة تمام كارها بهدست سپهسالار است . وزير بقايا هم بد نيست . شاه الان در قصبهء كنت تركسويل مشغول استحمام آب معدنى هستند . اين اخبار خوش حقيقت موجب برء مرض مىشود . سهشنبه يازدهم شهر ربيع الثانى - سه شب بود شمران رفته بودم ، يعنى با شاهزاده ملكآرا هر سه شب را در دربند منزل آقا محمد خان [ بوديم ] . لله الحمد بسيار خوش گذشت . از اخبار و اتفاقات تازه يكى قتل پادشاه ايتالياست كه روز پنجشنبه پنجم در اين جا شهرت كرد . مىگويند سه تير تپانچه انداختهاند و هر سه به سينه و قلب شاه خورده و فورا مرده است . سوءقصد به مظفر الدين شاه ديگرى كه اهميتش براى ايران زيادتر است تيرى است كه براى شاه در پاريس انداختهاند . روز يكشنبه هشتم در دربند منزل على خان پسر مرحوم سليمان خان صاحب اختيار مهمان بوديم شخصى از خانهء وزير بقايا آمد . او عنوان داشت كه تلگرافى از صدراعظم رسيده كه هنگام رفتن به ورساى شخصى براى شاه تپانچه انداخته لله الحمد به شاه نخورده و پليس فورا آن شخص را گرفته است و حالا براى سلامتى وجود مبارك حكم شده است شهر را چراغان كنند و آتشبازى نمايند . شعاع السلطنه و سايرين همه به شهر رفتند . ديشب كه وارد شديم همهجا را آيين بسته تهيهء چراغان بود . از دو سه دكاندار ارمنى كه آشنا بودند بين راه جويا شديم گفتند در شهر جارچى جار زد كه براى آنكه شاه به سلامتى مراجعت از سفر فرموده و وارد سرحد شدهاند چراغان كنيد . اما امروز معلوم شد حكايت همان است كه نوشته شد . حالا ديگر از روى چه قاعده و قانون اين جار خنك را زدهاند نمىدانم . همهكس مىداند شاه از پاريس يك مرتبه به سرحد چطور در ظرف دو روز آمدند . وانگهى بنا