قهرمان ميرزا عين السلطنه
1454
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تفنگچى است كه آخر خاك فارس است و اول خاك اصفهان . حالت طبيعى صحرا هم توفيرى كرد . باد را بازداشتيم . مشكل دستبردار باشد . مقصود بيك را تازه شاهزاده جلال الدين ميرزا كشيكچىباشى حضرت و الا ظل السلطان خريده . حمام رفتم بسيار كثيف بود . شاه رضا شنبه پنجم - منزل شاه رضا بود . همهجا كالسكه خوب مىرفت . منزل را پائين امامزاده جاى خشكى گرفته بودند . براى باد هم خيلى بد بود . مهندسباشى در خود امامزاده منزل كرده بود . بعد از ما تعمير مفصلى شاهزاده كرده . صحن بسيار با روحى دارد . ييلاق و خوشهواست . قمشه هم جاى بزرگى است . بيست هزار نفر شهرش جمعيت دارد . قلعهء خوبى هم دارد . كاهو ، يخ ، باقلا امروز داشتيم . مهيار يكشنبه ششم - ديشب ساربانها شترها را به ده خودشان برده بودند تا صبح نياوردند . پيشخانه را با قاطر حركت دادند . تا مهيار خيلى راه بود . همان يورت رفتن چادر زده بودند . نديم السلطان هم با شاه به فرنگستان گفتند رفته . اين كهنه اصفهانى چه خوب ترقى كرد و صاحب مكنت شد . صولت السلطنه - صولت الدوله صولت السلطنه با ولى خان بوير احمدى « 1 » اينجا آمدند . بهسمت اصفهان و استقبال مؤيد الدوله مىروند . هر دوى اينها امسال از ايل بيگى قشقائى و بوير احمدى معزول بودند . به اين جهت مىروند كه بلكه كارى از پيش ببرند . اسماعيل خان برادر كوچكش امسال ايل بيگى بود خوب منافع برد و چه بسيار خوب نظام الملك و محمد رضا خان را منتر كرده بود . تقويت و همراهى از او كردند كه هيچ وقت كسى نكرده بود . مبلغها برد و به احدى چيزى نداد ، حتى به خودشان . بلكه تخفيف و سركارى و لقب و منصب هم گرفت و در گرفتن آنها دينارى نداد . شب الحمد لله باد نمىآمد و يك خواب آسودهاى كرديم . دوشنبه هفتم - تا مرق راه طولانى بود ، از پائين گردنه هم با كالسكه گذشتيم . ناهار را
--> ( 1 ) - اصل : بوى رحمتى