قهرمان ميرزا عين السلطنه

1427

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

درشكه نيامده آن مبادلهء سيگار و مبادلات نظرى لله الحمد نبود ، درست افخم الملك به جاى خود و بسيار متنبه شده و مطلب را حالى شده [ بود ] . منزل نزديك [ بود ] با وجود آن ناهار بين راه صرف شد . سه چهار تير آقا در آفتاب‌گردان گلوله از تفنگ پنج تير « ملنى خر » انداختند . در چادر بودم به گوشم صدمه وارد آمد . خيلى گرفته شده . قبل از ناهار امروز باد گرفت به همان شدت . منزل رسيديم . چادرها متصل در حركت [ بود ] و هر دقيقه بيم خرابى داشت . املاك صنيع الدوله اين دهات را صنيع الدولهء حاليه از ورثهء صاحب‌ديوان مرحوم خريدارى كرده . بسيار دهات باصفاى خوبى است . بيست و چهار هزار تومان خريده و الان چهار هزار تومان اجاره داده كه هزار و كسرى ماليات [ دارد ] و مابقى به معزى اليه عايد مىشود و اگر صاحبى بكنند كه از شرّ ايل عرب مصون و محفوظ ماند سالى ده هزار تومان مىدهد . اما اين ناامنى و شرارت ايل مانع آن است . مدبر السلطنهء نورى يك ساعت به غروب مانده با افخم الملك و مهندس‌باشى ، ملاباشى ، فتح الممالك ، سليمان ميرزا ، رفيع السلطان در قلعهء رعيتى بازديد مدبر السلطنه رفتيم ، بسيار معقول و مؤدب است ، بعلاوه در زرنگى و تدبير مشهور شيراز . اينها از نوريهاى ساكن شيراز و از اقوام نزديك آقا هستند . مادر اينها با فتح الممالك و اخوانش جدا [ يند ] و سمت عمه‌زاده‌گى نظام الملك را ندارند . يك ساعت از شب رفته اغلب باد ساكت مىشود . بسيار شب خوشى بود . مقبرهء كورش شنبه 20 - مشهد ام النبى نيم فرسنگ از راه كنار افتاده و جاى تماشائى است . بنا بود ديروز برويم آن باد مانع شده . امروز مصمم بوديم . كالسكه نشسته تا نزديك آب مرغاب ، از آنجا پياده شده از آب گذشته ، رودخانهء مشهد مرغاب به‌قدر چهل پنجاه سنگ آب داشت تا به محل مخصوص مشهد ام النبى يا مشهد ام السليمان رسيديم و اين محققا قبر سيروس كبير ( كيخسرو ) است . آقاى عماد السلطنه از روى تواريخ فرنگ و آنچه استخراج كرده بودند بلاشبهه مىدانستند و مخصوصا امر به تماشا و رفتن آنجا نموده بودند . من تفصيل را به آقا گفته هرچه گفتند از راه پرت است فايده نكرده آمديم .