قهرمان ميرزا عين السلطنه
1420
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يكشنبه 14 - اطراق بود . سرتيپ پسر فتح الملك آمد . ميرزا جلال « 1 » نامى را همراه آورده بود كه در طهران در مدرسهء آمريكائيها انگليسى خوانده ، دو سال هم در لندن تحصيل نموده مىخواهد مترجم آقا شود . خوب حرف مىزد و بلد بود . چوبكارى آباده در آباده بعضى صنعتها از چوب گلابى مىشود كه خيلى امتياز دارد . قاشق و جعبه و قاب عكس و زير فنجان و قوطى و غيره . دو سه تكه آورد اما همه ناتمام . عيبش آن است حاضر ندارند ، بايد سفارش داد . دو قابعكس و دو سه دسته قاشق خريدم . وقت آمدن اميرزاده خيلى سفارش مىكرد كه براى من سوقات از قاشقهاى آباده روانه شود . ناهار را خدمت آقا خوردم . ميل ندارند اول ورود مدبر السلطنه عزل شود . اين است كه تمام را حكم به اصلاح فرمودهاند ، اما مشكل است . حاجى على بنا بود چوب بخورد . مدبر السلطنه توسط مىكرد ، من هم اصرار كردم . قرار شد مغلولا [ او را ] به شهر ببرند . تنبيه را بخشيدند خيلى ممنون شد . برنج اصفهان برنجى از اصفهان خريدارى كرده بودند كه تا حال همچو برنجى نخورده بودم ، به مراتب بهتر از صدرى مازندران . اينجا [ برنج ] تمام شد و برنج بدى گرفته بودند . برنج كارى چند سال است در اصفهان رواج گرفته و بسيار خوب شده . به كلى از برنج خارج مستغنى گرديدهاند بلكه به خارج هم حمل مىكنند . سورمق دوشنبه 15 - يك ساعت از دسته گذشته سوار شده . چند چاهى [ را ] كه تازگى حاجى على در سر راه مسلمانان و ملك مردم حفر كرده رعايا شكايت داشتند ، حكم شد پر كردند . اسباب دعاگوئى شد . ناهار را آمديم سورمق . ده بزرگى است . آباده مالياتش سه تقسيم مىشود : يكى اقليد ، ديگرى آباده ، سيمى سورمق . يكى از گنبدهاى بهرام گور در جلو آبادى و مسمى به گنبد سورمهاى است . چهار برج دارد مخروبه . فقط علامتى باقى است . اين اشعار خاطرم آمد . آن قصر كه جمشيد در آن جام گرفت * آهو بچه كرد و شير آرام گرفت
--> ( 1 ) - احتمال دارد كه ميرزا جلال غفار باشد ؟ ( ا . ا . )