قهرمان ميرزا عين السلطنه
1407
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و نشانهاى از اين مذكورات نه ، و در آن روز كه من در آنجا رفتم دو سه اصفهانى يابوهاى خودشان را آنجا بسته بودند مشغول چريدن و خوردن كاه و جو بودند و سماور حلبى در گوشهى آتش كرده با كمال انبساط تفرج و تفنن مىكردند . يكطرف آواز خر و يكطرف تغنى جيرجيرك . اگر چنانچه صد هزار سال ديگر شاه عباس بزرگ نور الله مرقده همچو احتمال مىداد ابدا اقدام به اين زحمت و بناى اين نوع عمارت كه در ربع سكون ممكن نيست بنايش نمىكرد . نمكدان بارى به سراغ عمارت نمكدان رفتيم كه بالاتر از اين است . بلد ما بالاى تل كوچكى رفته به آواز بلند گفت اين نمكدان است . يادم آمد شرحى را كه نويسندهء روزنامهء حبل المتين از اين عمارت چندى قبل داده بود . خوب مطلع و بصير [ بود ] . شرحى مبسوط و حكايتى مفصل از يكان يكان بناهاى اصفهان داده به عمارت نمكدان كه رسيده بود نوشته بود نمك را خوردم و نمكدان را شكستم . تمام زمين اين عمارات را فروخته [ اند و ] تمامش الان زراعت است . فقط از آثار و علامات آنها اسمى باقى است . چهارباغ صدر از پل خواجو رد شده به چهارباغ صدرى كه مثل چهارباغ قديم است [ رسيديم ] . به تساوى و يك اندازه اينجا هم مخروبه [ است ] و سنگهاى تراش آن را فروختهاند . فقط امتيازى كه بر آن يكى دارد چنارهاى اين [ است ] كه مىگويند صدر اصفهانى تمام را به يك اندازه و يك روز و يك ساعت كاشته فى الجمله مرتبا باقى است كه مثل ديوارى دو سمت خيابان را احاطه كرده . مدرسهء چهارباغ از آنجا كج كرده به چهارباغ قديم رفتيم و به مدرسهء چهارباغ كه از بناهاى شاه سلطان حسين [ است و ] به مباشرت آقا كمال ساخته بود [ رفتيم ] . درش نقره ، صحن مدرسه مشجر [ است ] و چنارهاى قوىهيكل داشت . چهارگوشهء مدرسه چهار خلوت داشت كه تا دو ذرع از زمين گذشته يكپارچه مرمر بود و از آن به بالا يك قدح چينى فغفورى . در حقيقت به جنگ مسجد شاه رفته . فرقى كه دارد در اينجا درخت غرسشده و در اطراف حجرات و خلوت و باغچه دارد . يكى از جاهاى ديدنى اصفهان همين مدرسه و مسجد است كه حقيقت ما فوق تصور شخص است . غروب از آنجا با كمال تأسف و تحزن و