قهرمان ميرزا عين السلطنه

1408

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

افسردگى مراجعت كردم . الحق حيف [ از ] اين ابنيه و انهدام حاليه . چهارشنبه پنجم - صبح را اندرون نزد همشيره رفتم ، چند روز است افخم الملك كناره مىكند و درست چسبندگى نمىكند . اين سه روز را هم هيچ به منزل من نيامد . همشيره مىگفت مستشير الدوله دستور العمل گويا داده است . همين‌قدر گفتم جويا شود كه جهت چه است . خانهء مهندس‌باشى بازديد رفتم . جناب شيخ و فتح الممالك همراه بودند . يك ساعت نشسته خدمت آقا رفتم . اجازه خواسته منزل شاهمراد ميرزا براى ناهار كه دعوت داشتم بروم . عصر را هم بانوى عظمى همشيرهء حضرت و الا از عزيزه خانم دعوت كرده . ناهار خوبى خوردم . سيصد تومان هم قرض كرده تلگرافا حوالهء حضرت و الا نمودم . فتح الممالك و جناب شيخ آمدند . شاهزاده كوچك و شاهزاده حسين هم سوار شدند . براى تماشاى منارجنبان به‌راه افتاديم . از مسجد لانبان گذشتيم . جاى كوچكى است ، راه تماما سبزه و آب . اگر درختها برگ كرده بودند كه هزار مرتبه صفا و تماشا داشت . ده به ده وصل بود . همينطور باغ و آب بود كه فرق داده نمىشد . يك ساعت همينطور از كنار آب و كوچه‌باغ گذشتيم . تمام درختهاى تازه را با چوب « هو » بسته و مهار كرده بودند كه باد تكانش ندهد . باغات اغلب به و سيب ، به چه نظم و سليقه . در پاى اغلب آنها كاهو كاشته بودند . حقيقت معنى رعيتى را در اصفهان آدم مىفهمد كه چطور مشغولند . مبالهاى شهر - فضلهء كبوتر چيزى كه فى الجمله توى ذهن مىزند چاههاى مبال است كه در توى كوچه‌ها است . روى آنها تخته سنگى است كه هر صبح مىبرند و گفتند در شهر به خانه‌هاى متوسط سالى شش هزار اجاره مىدهند و بعضى تعارفات هم از قبيل سبزىجات و ميوجات علاوه مىشود . كوچه‌ها كثيف و متعفن [ است ] و مگر صبح زود عبور شود و دور نيست ملوث هم بشود . پاى هر سوراخ يك‌قدرى خاك هم هست . برجهاى كبوتر زيب و زينت باغات است . از هر برج متوسطى در سال بيست بار فضلهء كبوتر برمىدارند كه بارى دو تومان و بيست و پنج هزار قيمت آن است . اين محلات كه در حقيقت جزو شهر و از خانه‌هاى باغبان و عمله و مزدورها تركيب يافته شده است هريك اسمى داشت كه ازبس بد تلفظ مىكردند و مختلف مىگفتند ملتفت نشده از ذكر آن صرف‌نظر كرديم . اصفهان را هم به اين اختصار و چاپارى نمىشود ديد و كسب مطالب كرد . اقلا يك ماه اجمالا و دو سه ماه مفصلا وقت لازم دارد . هيچ شهريت آن به جاهائى كه ديده‌ام