قهرمان ميرزا عين السلطنه
1392
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خالدآباد خالدآباد قريهء خوبى است و اول خاك نطنز است . يك جعبه گلابى و يك جعبه سيب انتظام الملك روانه كرده بود . گلابى نطنز مشهور و ميوهء بسيار معتبر طهران است كه در فصل زمستان مىآورند . حقيقت بسيار خوب مىشود . تا دانهاى يك چارك بزرگ مىشود . تا دو ساعت از شب رفته افخم الملك ، مهندسباشى ، رفيع السلطان ، ميرزا شفيع خان آنجا بودند . هواى اينجا ملايم بود . يك ساعت نزد همشيره اندرون رفتم . الحمد لله سلامت هستند . خضر - منداب شنبه 28 - صبح زود سوار شديم منزل خضر است . گفتند هشت فرسنگ است . ليكن محققا چهار فرسنگ بود بلكه كمتر . اين منازل را فقط براى كرايهء چاپار دور مىگويند . ناهار را در خضر خورديم . ده بزرگى [ است ] و قلعه محصورى دارد . بوتهء « منداب » گل كرده بود . در اين دهات زراعت آن را خيلى مىكنند . قلعه - دروازهبان هريك از اين دهات نطنز قلعهء محكمى دارد كه يك در آهنى دارد . تمام مال و اموال رعايا در آنجاست . هر نفرى يك اطاق دارند . يك نفر دروازهبان دارد . روزها در قلعه باز است ، هركس كارى دارد صورت مىدهد . اول شب بسته [ مىشود ] و احدى را آن دروازهبان راه نمىدهد . هركس در آنجا اطاق و انبارى دارد . يك رى گندم به آن دروازهبان در سال مىدهند . هر اطاقى گفتند سى تومان و بيست تومان خريد و فروش مىشود و هركس در آن قلعه محلى نداشته باشد زن به او نمىدهند . هروقت اغتشاش و انقلابى بشود تمام در قلعه رفته ، خمرههاى بيشمار از عهد قديم آنجا هست مملو آب كرده در را بسته متحصن مىشوند . بعضى از اين قلعهها چاه آبى هم دارد . نطنز و نطنزى چادر مرا در كنار اسطلخى زدهاند . اين دهات نطنز اغلب اسطلخ دارند . قصبهء نطنز در بالاى اين ده به مسافت يك ساعت راه واقع و هفوشته « 1 » حاكمنشين نطنز مقابل آن به مسافت مختصرى [ است ] . در ركاب آقا سه ساعت و نيم به غروب مانده به تماشاى آنجا
--> ( 1 ) - ( - افوشته ) .