قهرمان ميرزا عين السلطنه
1380
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دستش بىحركت [ شده ] و بسيار در صدمه و زحمت است . انشاء الله خوب شود كه به ما خوش بگذرد . شب سرد بود . مستشير الدوله - افخم الملك دوشنبه 16 - اطراق بود . مستشير الدوله پسر مرحوم ميرزا داود خان داماد آقا كه كشيكچىباشى است رئيس اردو گرديد . قزاق و فوجى كه بنا بود بيايند نيامدند . انشاء الله قم خواهند رسيد . ملتزمين نفر به نفر مىرسند . قدرى چادر كم آوردهاند . حاجى مصطفى همه را فريب داده . بارهاى آقا را هم سه عدد گارى كرايه كرده [ اند ] تا از قم مال كرايه شود . معزز السلطان منشى آقا مىگفت هشتاد تومان از من پول گرفته و مال نداده ، از ديگرى كرايه كرده آمدم . با فتح الممالك به چادر خودم رفته آشپز تازه ناهارى درست كرده بود بد نبود و حال آنكه از اين آشپز داوطلب بدون آنكه تجربه شود متوقع نبودم . قبل از ناهار خدمت نظام الملك رسيده خيلى صحبت فرمودند . با افخم الملك قدرى تا كنار رودخانهء كرج گردش رفتيم شكارى نداشت . تگرگ خوبى آمد پالوده نموده خورديم . شب هم سرد بود و باران آمد . شب را هم منزل شام خوردم . آقا پيغام داده بودند كه حتما در چادر بيرونى من شام و ناهار را به اتفاق افخم الملك صرف كنيد . يك نفر از آشنايان فتح الممالك از قم به طهران مىرفت عريضهاى حضور مبارك حضرت و الا عرض كرده روانه نموديم . همراهان سهشنبه 17 - صبح زود بيدار شديم هوا سرد بود ، ابر هم شده بود . نزديك سراپرده رفتيم . افخم الملك آنجا بود صحبت مىكرديم . اندرون در دو كالسكه با دو يدك و آبدار قهوهچى ، آقا بشير خان خواجه ، سلطان آقا و دو سه نفر ديگر از جلو رفتند . پنج كجاوه هم از كلفتهاى اندرون صبح زود . حضرت آقا در يك كالسكه ، من و جناب افخم الملك با فتح الممالك در يك درشكه ، جناب شيخ عبد النافع « 1 » معلم افخم الملك با ميرزا ابراهيم خان منشى يا محمد رضا خان رئيس كل عملجات درب خانه آقا در درشكهء ديگر . سه نىدار و سه يدك با قريب سى نفر از عملجات . بعد حركت كرديم . راه طولانى بود . در قلعهء محمد على خان ناهار صرف شده سه ساعت به غروب مانده به علىآباد رسيديم . عمارتى در باغ دو سه سال است صدراعظم ساخته قشنگ بود . باغ را خيلى بزرگ
--> ( 1 ) - اين نام را عبد القانع هم مىتوان خواند .