قهرمان ميرزا عين السلطنه

1367

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىنويسم . دوشنبه پنجم شعبان المعظم - دو شب بيش به اول جدى نداريم و خبرى از زمستان نيست . پارسال اين‌وقت چه هنگامه‌اى بود . زمين و زمان يخ [ بود ] . قوه و قدرت بيرون آمدن از اطاق نبود . اقلا صحراى قزوين دو ذرع برف داشت . زمستانى بود كه مثل آن هرگز نخواهد آمد . هواى امسال مثل اوايل يا اواسط حوت است . روشن نمودن بخارى يا نشستن زير كرسى عجالة محض تفنن است . تا بعد چه شود . فوت شيخ الاسلام قزوين و كلانتر حاجى شيخ الاسلام قزوين فوت شد . لقب را به حاجى ميرزا مسعود دادند . كلانتر هم فوت كرد . اين دو نفر از معمرين بودند . هميشه هم در سر سن نزاع داشتند . نزاع ملكى هم ميانه بود . يك ماه قبل تمام شد و از هم گذشتند . فوت حاج محمد حسن امين دار الضرب بيچاره حاجى محمد حسن هم فوت كرد . اين بيچاره عادت به دعا نداشت . تا بود گرفتار ناله و نفرين مردم بود . اين دو سه ماه جمعى دعاگو پيدا كرد و به مزاجش نساخت . حاجى هم از معمرين بود . از دست‌فروشى و سوزن و سنجاق‌فروشى به اين مكنت بىانتهى رسيد . اصلا اصفهانى است . از شدت پريشانى از اصفهان فرار كرده به طهران آمد . يك پسر و يك دختر دارد . پسرش حاجى حسين آقا جوان كوتاه‌قد قطورى است . فرانسه مىداند . فرنگستان هم رفته . در زرنگى و شيطانى پسر همان پدر است . تمام اموالش را مصالحه به پسرش كرده لقب امين دار الضرب را گرفت . حجره مىرود و باز رئيس « مجلس انتظام نرخ » است . خوب پسرى است . همه‌كس تمجيد مىكند . نرخ ارزاق در طهران نرخ ارزاق در طهران از همه‌جا بهتر است . ترقى نكرده جلو را دارند . از وقتى كه در تبريز هم گندم سمرقند و نقاط ديگر تركستان وارد شد خيلى ارزان شده . امپراطور روس تمام كرايه و گمرك را بخشيده در سرحد تحويل دادند . حالا مىگويند نزاع ما بين فقرا و اغنيا است . قونسول روس كه فقرا به او پناه آورده‌اند با جمعى مىگويند اين گندم بايد صرف فقرا شود و اغنيا خود دانند . اغنيا تمكين ندارند و مىگويند به همان قرار با ما رفتار شود كه با فقرا مىشود . دور نيست مفسده بشود . ساير ممالك ايران خيلى گران است . از بيست و سى و چهل بالاتر رفته . مسئله سر اين است كه هفت هشت ماه هم به