قهرمان ميرزا عين السلطنه

1009

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بودند . حالا هم همان‌طور است . حوض بزرگى وسط است و طرفين آنقدر جا براى اين همه نوكر و مال ندارد . به‌سختى گذشته يك‌سر به بالاخانه رفتيم . جمعيت زياد بود . هوا به‌شدت هرچه تمامتر گرم . در باغ هم كسى نمىرود . خانهء نايب السلطنه هم نيست . محبورا تمام اطاق صدراعظم جمع بودند . بعد از ساعتى صدراعظم به باغ رفت . مجلس را به حضرت و الا واگذار كرد . از ضيق مكان و گرما برخاسته اطاق ديگر رفتيم . اين خلق و مردم كه حيات دارند اين واقعات را نديده‌اند . در ميان تمام اين امراء و محترمين هيچ كدام نبوده‌اند . همه درجه سيم نوكرها هستند . فقط صاحب ديوان ، سارى اصلان ، ساعد الدوله ، ديگرى مردن شاه را ياد ندارد . براى تماشا هم شده جمع مىشوند . حرفهاى عزيز السلطان و عزيزى او بارى عزيز السلطان لباس نظام پوشيده حمايل سردارى كه اواخر اختراع نموده بودند انداخته با شمشير مرصعى . امير آخور سر به سرش مىگذاشت و مضحكه مىكرد . او هم ساكت نبود جواب مىداد و تكيه‌كلام و ترجيع‌بند اين بود « عزيز پدرش بوده‌ام ، حالا نوكر خودش هستم . نگاه‌دارى كرد هستم ، نكرد پىكار خود مىروم » . هر بلائى به سر اختر الدوله آورد حالا تلافى مىكند . جرأت ندارد حركت خلافى بكند . آخر شاه اولاد اين را نديد . چه تهيه‌ها كرده بودند . چه ترتيبات گذاشته بود ! يك ماه قبل از فوتش ده هزار تومان نقد ، هشت طاقه شال براى رخت بچه مرحمت فرمود . عشق غريبى بود ، به وصف و تحرير درست نمىآيد . هزار يك آن را نمىشود نوشت . طرز سلام مدتها تماشاى اين گفتگوها را داشتيم . تعجب از امير آخور كردم كه اين چه حرفها بود و براى چه مىزد . سلام خبر كردند . برخاسته به تخت مرمر رفتيم . سلامهائى كه شاه شهيد مىنشست اگر در اطاق ده نفر و پانزده نفر [ بودند ] مابقى نمىآمدند . اما امروز به قدر صد نفر در اطاق از شاهزادگان و وزراء و بعضى از مستوفيهاى محترم بودند . ساير صفوف نظام و قاجار و استيفا و دفتر لشكر ، كشيك‌خانه ، فراشخانه ، وزارت خارجه و عدليه و پليس و غيره و غيره به جاهاى خود و بىاندازه از هر صنفى جمعيت بود . اين را ننوشتم كه در ميان دالان وقت آمدن ظهير الدوله نشسته و به هركس بليت مىداد و به خط طلا اين عبارت درج بود « اجازهء دخول سلام ديوانخانهء تخت مرمر » . نوكر احدى را نمىگذاشتند داخل شود ، مگر با حضرت و الا و دو نفر برادرهاى شاه يك نوكر داخل شد .