قهرمان ميرزا عين السلطنه

1010

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اجازهء ورود سلام ديوانخانه تخت مرمر « گچين » جارچى ساعت چهار از دسته گذشته صداى « گچين » بلند شد . شاه از درب باغ بيرون مىآمد . يك نفر جارچى محض اعلان « گچين » مىگويد ، خيلى بلند . اقلا دو دقيقه اين كلمه را مدّ مىدهد ، به صداى ملايم نه خشن . بعد از « گچين » او آجودانباشى كل نظام كه حالا حسن خان افشار است خبردار بلندى مىدهد . امروز چهار مقابل سابق صدا را بلند كرد . سر صف نظام هم سردار اكرم ايستاده بود . بعد كه شاه داخل اطاق شد و از پلهء تخت بالا رفت آجودانباشى فرمان « به پيش فنگ » مىدهد و از صف توپخانه هم فرماندهء كل « شمشير پيش » فرمان مىدهد . از تمام دسته‌جات موزيكانچى صداى موزيك سلام بلند مىشود . بعد فرمان « به دوش فنگ » مىدهند . قليان سلام آورده بعد شاه چند كلمه فرمايش مىكند و مخاطب سلام كه جلوى حوض كوچك كه مقابل تالار است ايستاده جواب موافق سؤال عرض مىكند . فرمايشات آن شاه اغلب از هوا بود ، جز آن فرمايشى نمىفرمود . شيپور مىكشند و شليك توپ مىشود . نقاره‌خانه هم مىزنند . خطبهء خطيب شاه بعد از چند كلمه حرف ساكت شده خطيب خطبه مىخواند . پس از اسامى پيغمبر و ائمهء اطهار نام شاهنشاه را مىبرد . در اسم اول كه حضرت رسول ( ص ) و حضرت امير ( ع ) و حضرت صاحب الامر ( ع ) مىباشد شاه و تمام مردم تعظيم مىكنند . شاه همانطور نشسته سرى تكان مىدهد . بعد كه اسم شاه برده مىشود سايرين . بعد از خطبه شاعر يعنى شمس الشعرا قصيده در تهنيت عيد و مدح شاه خوانده سلام تمام مىشود . شاه برخاسته اول قليان را مىبرند . بعد شاه برمىخيزد آجودانباشى فرمان اول