قهرمان ميرزا عين السلطنه
1359
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بودند . مدتى همينطور ساكت بودند . بعد احوالپرسى فرمودند . ملا محمد مسيو نديم السلطان داخل شده شاه اذن جلوس داده نشست . نمىگويم شاه التفات ندارد بلكه بغض و حسدش از آن شاه خيلى كمتر است . مهربانى اين شاه نسبت ندارد . اما از رسومات شايد مطلع نيست . من اگر وقتى خلوت داخل اطاق شاه شهيد مىشدم امكان نداشت كه اذن جلوس ندهد . ممكن نبود ايامى كه صدراعظم يا نايب السلطنه در حضور شاه نشسته بودند من داخل شوم و اذن جلوس فورا ندهد . امروز مسيو نكره كه چهار روز پيش در هيچ مجلس او را راه نمىدادند اسباب مضحكه و مسخرهء اين شهر بود در حضور شاه نشسته من ايستاده باشم . امين الدوله زيردست ملكآرا ياد من است چند سال قبل كه ملكآراى مرحوم حاكم گيلان بود همين امين الدوله [ به ] گيلان به سركشى دهاتش رفته بود و مراجعت كرده بود شرفياب [ شده ] و در حضور شاه نشسته بود با حضرت و الا وارد اطاق شديم كه در قصر ابيض بود . پس از آنكه شاهزاده را شاه ديد فورا دست حركت داده امين الدوله برخاست . قضا را شاهزاده را نديده جائى ايستاد كه بالادست حضرت و الا بود . فورا شاه اشاره كرد كه شاهزاده است پائين بايست و آمد زيردست حضرت و الا ايستاد . اين شاه گمان مىكنى ابدا از اين رسومات مطلع نيست و هيچ در اين عالم نبوده . هركه هرچه كرد ، هرچه شد ، هركجا ايستاد ، هرجا نشست بدون تفاوت و مساوى است . مواجب حكيم الملك مستوفى ملاير محض حساب آنجا آمد . مىگفت ديروز دستخطى شده بود كه شش هزار تومان از ثلث مواجبهاى ضبطى به حكيم الملك مواجب مرحمت شده . فرمان آن صادر شود . افخم الدوله گفت بايد حكيم الملك حالا بيست هزار تومان مواجب داشته باشد . جواب داد حكيم الملك از روى ثبت دفتر چهل هزار تومان نقدا و جنسا از اصل ماليات تاكنون مقررى برده ، سواى تفاوت دهات خالصهء تيولى و املاك تيولى ديگر . شكوه خلوت حكايت غريب ديگرى كه مىگفت اين است كه حبيب ميرزا نصرت . . . نايب حسن خان كه آن مفسدهء نظام الملك و دست بريدن شاهزاده عزيز و لجاجت و عناد نايب حسن خان كه اين اسباب را فراهم آورد همه بواسطهء آن پسره بود لقب « شكوه خلوت »