قهرمان ميرزا عين السلطنه
1360
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گرفته و پانصد تومان از اصل ماليات امروز دستخط شده و فرمان آن نوشته شد . من از افخم الملك و كسان ديگر شنيدم كه حبيب بعد از رفتن نايب حسن خدمت سالار الدوله رفته ماهى يكصد تومان مواجب مىداد . شاه فهميده جبرا او را از آنجا بيرون آوردهاند داخل خلوت نمودهاند . سه ماه نيست لقب شكوه خلوت و پانصد تومان مواجب گرفته است . محمد حسن ميرزا حضور داشت بدون ملاحظه فرياد زد اى مظفر الدين شاه ما هم داريم . اگر لياقت و نجانب است ما هم داريم . از اين فرياد او به خنده افتاديم . صحبتهاى ديگر به ميان آمد كه نوشتن آن خطاى محض است . اين غزل خواجه حافظ خيلى بجاست تبركا مىنگارم . نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند * تا همه صومعهداران پى كارى گيرند « 1 » شنبه 25 رجب المرجب - از ديروز شروع به نوشتن [ مى ] كنم . خروسى كشته غذاى خوبى درست كرده بودند . پاگشاى عزيز الملوك خانم هم با تفصيل زياد در خانهء شاهزاده والى منعقد بود . گلين خانم رفت . به تازه گل گفتم اگر مهمان غريب نباشد اطلاع بده من هم عصر بيايم . بعد از رفتن آنها حورى وارد شد شريك غذا شد . پانزدهم ماه جمادى الاولى از شير گرفته شد . لله الحمد كسالتى بههم نزد . الان خيلى سردماغ و بانمك است . همينقدر متغير و غيرمأنوس [ است و ] با هيچكدام از اين بچهها الفت ندارد . بازى هيچ با آنها نمىكند . هنوز خوب هم تكلم نمىكند . بهرجهت خبر آمد تشريف بياوريد غريبه كسى نيست . تا درسها را روان كردم دير شد . سوار شده گردشكنان بروم . كتابخانهء ظهير الدوله اتفاقا خانهء ظهير الدوله رفتم . عمارت قشنگ تازه تعميرى كرده . وضع عمارت و اطاقها خيلى تفاوت پيدا كرده . به كتابخانهء تازه كه درست كرده بود برد تماشا كردم . آنقدر قشنگ بود كه به توصيف درنمىآيد . تا مغرب نگاه داشت .
--> ( 1 ) - دنبالهء غزل هم نوشته شده است كه از نقل آن خوددارى شد .