قهرمان ميرزا عين السلطنه

1333

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عين الدوله را مىگويند حكم شده از همان‌جا برود به حكومت مازندران . گرانى و قيمت غله امسال حاصل خوب نيامده و همه‌جا گران است . از همدان تلگراف كرده بودند كه دوازده تومان است . حضرت و الا جواب زدند هرچه جنس هست بفروشند . قزوين يازده تومان است . گفتند نان چهار هزار شده بود . اهل شهر جمعيت كرده الاقاپى را سنگ‌باران كردند . صدق الدوله فرارا طهران آمده . طهران ده تومان است . جو و كاه در دو روز سه تومان و هفت هزار بالا رفت . نان كم شده دكاكين نانوائى بسيار بسته شده . جمعيت در دكان زياد است . عرض زنها ديروز شاه شهر آمدند . زنها در خيابان لاله‌زار به عرض رفته بودند . شاه در عوض استمالت متغير شده بودند . فرموده بودند اعلان شده به هركس گران مىدهند بروند به اداره عرض كنند . آنها جواب داده بودند كى اعلان را گوش مىدهد . سواره‌نظام مأمور شده زنها را بردند اداره كه حبس كنند . زنها را بردند . خبر به صدراعظم رسيد ديد خيلى بدكارى شده ، فورا آدم مخصوص فرستاده كه مبادا زنها را داخل اداره كنيد كه هنگامهء بزرگى برخواهد خاست . زنها را از آنجا با كمال احترام و عذرخواهى رجعت داده بودند . اعلان نرخ اجناس - مونوپول ! حاكم طهران را نوشتيم قرار دادند ماهى هزار و پانصد تومان مواجب دادند كه چشم از مداخل بپوشد . اگر آن‌وقت يك نايب و ده فراش بود حالا چهار نايب و صد فراش است . همه‌چيز گران [ است ] . محض اين‌كه به شاه مشتبه كنند اعلانى نوشته نرخ اجناس را معين كرده بودند و حال آن‌كه در طهران محال است نرخ به يك قسم باشد . به جهت اين‌كه « مونوپل » نيست و ممكن نيست از كسى مؤاخذه كرد . مثلا يك‌بار خيار يك نفر مىخرد اول صبح كه تازه و خوب است يك قيمت دارد ، ظهر كه اندكى پلاسيده مىشود يك قيمت ، شب يك قيمت . حالا در صد جاى شهر و هزار بار الاغ اين خيار به فروش مىرود . از كدام مؤاخذه شود يا چه قسم مىشود جلو گرفت . آن مرد كه اى كه در پاى شمس العماره خيار مىدهد با آن‌كه در دروازهء حضرت عبد العظيم كدام از هم خبر دارند ، يا آن كسى كه صد دينار مىخواهد خيار بخرد اگر يك دانه بدهند باوجودى كه هزار كار دارد از كجا به اداره برود عرض كند . يا وقتى كه عرض