قهرمان ميرزا عين السلطنه

1334

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كرد كجا آن خيارى پيدا مىشود . كى سراغ آن مىرود . اگر هم برود ده دانه خيار گرفته مراجعت مىكند . اين خيار يا بادمجان يا چيز ديگر هرروز به يك قيمت ، هر ساعت به يك قيمت است . كسى هم از محل فروش ، از آوردن از بردن آن خبر نمىشود . حالا كى به آن اعلان گوش مىدهد ؟ يا چه قسم مىشود ، به جهت آنكه اين اعلانات را پيش خود و محض اشتباه مىنويسند . پريروز كاه دو تومان بود امروز سه تومان و دو هزار است ، پس‌فردا چهار تومان . جو همين‌طور . تا كار از روى قاعده و انحصار نباشد كه خرنده و فروشنده معين نرخ نمىشود تعيين كرد . امروز زياد بار وارد مىشود ارزان [ است ] ، فردا كم گران است . ميوه را مرد كه خيلى تازه و خوب است گران مىدهد ، عصر ضايع مىشود ارزان مىدهد . هركس هم نمىتواند براى معاملهء صد دينارى روزى دو مرتبه اداره برود . اگر هم برود فايده ندارد . مگر آن‌كه آن پليس يا فراش پول ناهارى بگيرند و اسباب مداخلى بشود . ايران خيلى مغشوش است . شكر كنيم خدا را كه دول اروپ مشغول لقمهء لذيذى شده‌اند كه به فكر اين تكه نان سياه كثيف نمىافتند . وضع چين از تلگرافات اين‌طور معلوم مىشود كه وزراء و امراء چين دو دسته شده بودند . يكى با مادر پادشاه متحد و با دولت روس متفق ، يكى با پادشاه و دولت انگليس . در اين ايام پلتيك روس برترى پيدا كرده . آن دسته كه با مادر امپراطور متحد بودند عجالة به سر امپراطور كه خداى آسمان و زمينش مىدانستند ريخته امپراطور را تكه‌تكه كرده‌اند و قتل او را مخفى داشته به كار ساير وزراء آن دسته پرداخته‌اند . بعضى از آن رجال به كشتى انگليسى پناه برده برخى مقتول شدند و در ميان شهر هم غوغا برخاسته خيلى از اهالى انگليس و امريك را كشته‌اند . عجالة كشتيهاى انگليس و آمريكا به‌سمت چين رفته احتمال كلى مىرود كه جنگ سختى ما بين انگليس و امريك با دولت روس و چين اتفاق افتد . امروز جنرال واگنر خان مىگفت خيال دارند دولت چين را ما بين خود قسمت كنند . هنوز روزنامه‌هاى هفتگى و يوميهء اروپ نرسيده كه اخبار چين از روى اطلاع و صدق معلوم شود . اين تلگرافات به توسط سيم انگليس مىرسد و هركدام [ كه ] صلاح وقت و مقرون به صرفهء آنها باشد اعلان مىكنند . بيچاره امپراطور چين كه خداى روى زمين بود و او را پرستش مىكردند . در ظرف اين سى چهل سال كه پاى فرنگيها آنجا باز شده اين طور گرفتار و مقتول ملت خود شد . سى سال پادشاهى داشته و گويا اولادى ندارد . مادر امپراطور خود را به روسها بسته و هرچه آن دسته كرده‌اند بواسطهء دستور العمل باطنى روس بوده .