قهرمان ميرزا عين السلطنه
1332
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عماد السلطنه بيشتر از يكصد مرتبه التماس به سردار و امير توپخانه كردم . هنوز هفتاد تومان آن باقى است . چقدر اذيت كردند ، چه اندازه بد پول دادند . اين است كه تمام مردم ناراضى [ اند ] و الان دو سه دسته در فراهم آوردن عزل آنها همعهد شدهاند . اين امير توپخانه يك تكبر و غرورى براى همين دادن جيره پيدا كرده كه احدى را اعتنا نمىكند . وضع پول اين همان بود كه از ترس نايب السلطنه آنطور خود را به زهد و ورع و تقدس شهرت داده بود كه سلمان عصر و مقداد دهر محسوب بود . حالا ببين چه مىكند . مردهشور آن پول دادن آنها را ببرد . خوش داشتند از صبح تا غروب رقعه بيايد . آدم بيايد تعظيم كند ، تكريم بگويد و هى جواب بدهند پول نيست . از كجا بياوريم مال كى را بدهيم . پول را پيش گرفتهاند و تا حال ندادهاند ، براى خودشان اربابرجوع درست كردهاند . از صبح تا غروب مردم جمع شده تعظيم كنند و الّا دو روزه پول را مىشود تقسيم كرد . مثل اينكه الان و سابق بر اين مىدهند و مىدادند . مختصرى از وضع جيره دادن آنها را نوشتهام . خدا نكند باز به دست آنها بيفتد . آدم گدائى كند بهتر از اين است كه امير توپخانه پول بدهد . عصرى حورى آمد . هنوز از شير نگرفتهاند . قدرى كسل بود ماشاء الله خوب شده . اينجا مىآيد اما در اندرون كمتر مىماند . هنوز انس نگرفته . قداره و دبه - وضع قشون چهارشنبه 18 - صبح را ميدان رفتم . هفتاد نفر از توپچى مأمور لرستان [ شدهاند ] مابقى در ركاب هستند . آنقدر براى اين مأموريت و گرفتن لباس دويدهام كه حساب ندارد . پنج ماه است صد نفر توپچى آمده تا الان قداره و دبه ندادهاند ، هيچچيز ندارند . فوج افشار را به مختار السلطنه وزير نظميه دادند . وزير نظام تغيير كرده هيچ نمىآيد . هنوز اين فوج لباس و كلاه نگرفته . وزير قورخانه و رئيس مخزن برات كه مىبرند مىگويند قيمت آن را هم روى برات گذاشته بياوريد . برات به چه درد مىخورد . از اين كاغذكهنهها بسيار است . ده مرتبه اين كلمات را بيشتر ضياء الملك براى بيست قداره و شصت دبه براى من پيغام داده . نمىدانم اگر يك طورى بشود محتاج شوند ده فوج حركت بدهند چه مىكنند . يك دست لباس ، يك دانه كلاه در ذخيره باقى نمانده از آن همه تدارك كه كرده بودند . حالا ده روز است اين توپچى ما براى دويست و پنجاه جيره معطل است و تا آخر ماه معطل خواهد بود .