قهرمان ميرزا عين السلطنه
1331
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ساير جواهرات جدا كرده و هرچه هم ياقوت پياده بود بيرون آورده اين قمه را ساخت . آنقدر افسوس خورد كه آخر من و حضرت و الا به تنگ آمده شماتت كرديم كه به تو چه دخلى دارد . اعتقاد او بود كه آن قمه را نداده باشند . ليكن من از امير خان سردار شنيدم و او هم از تاريخ آن مطلع [ بود ] و با كمال همّوغم بيان مىكرد . حالا حرف سر اين است كه هيچوقت به صدراعظم قمه كسى نداده . خلاع آنها هميشه جبه و قلمدان و شرابه بوده . قمه و شمشير متعلق به اهل نظام است . بارى اين قمهء تاريخى و خزانهاى هم رفت . حرف امين السلطنه به شاه درست مىگويند بيست كرور تا الان شاه تلف كرده سواى املاك و بعضى چيزها كه خيلى محرمانه است . امين السلطنه چندى قبل خوب حرفى زده بود به همهكس هم گفت ، سواى آن اشخاصى كه حضور داشتند و شنيده بودند و شهرت دادند به شاه عرض كرده بود حالت شما درست به كسى مىماند كه از تبريز آمده و ناصر الدين شاه را گرفته و به تخت سلطنت او جلوس كرده و صاحب مملكتى جداگانه شده . حرف ناظم السلطنه به شاه همينطور صحبت بامزهاى ناظم السلطنه كشيكچىباشى سابق كرده كه امروز فخر الملك مىگفت . شاه بعد از مدتها چند نفر فرستاده و او را مجبورا به حضور آوردهاند . شاه فرموده است ناظم السلطنه چرا اينطور شدهاى . او هم فورا جواب داده است از من مىپرسى كه چرا اينطور شدم . از خودت بپرس كه چرا من را اينطور كردهاى ! شاه سكوت كرده او هم بيرون مىآيد . حالا مدتى است رفته كنار قريهء لطيون « 1 » عمارتى ساخته منزل گرفته است . صدق السلطنه خزانهدار نظام ديروز در اطاق نظام جيرهء سه ماهه دادند . خزانهدار نظام صدق السلطنه شده كه سابق كالسكهچىباشى بود و از پيشخدمتهاى مخصوص است . بسيار خوب به ترتيب ، مثل سابق همهكس خوشحال [ است ] و نفرين و فحش بود نثار روح سردار و امير توپخانه مىكردند كه هنوز ثلث جيرهها را نداده و « بيجك » به دست مردم دادهاند . خدا مىداند هيچ نان تصدقى را مثل آن جيره كسى به فقير نداده بود . من براى مختصر جيرهء
--> ( 1 ) - امروز لتيان گفته مىشود .