قهرمان ميرزا عين السلطنه
1330
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
احترام نكند . مغضوب و منكوب باشد . اگر نكرده بود و امين بود به گفتهء فلان و به همان چرا چوب بخورد و مقصر شود . اين قسم كارها است كه خيانت و امانت غيرمعلوم [ است ] و هيچكس به نوكرى راغب نيست . خدمت و خيانت يكى [ است ] . دوغ از دوشاب تمييز داده نمىشود كه روزگار اينطور [ است ] . وضع مملكت اين قسم [ است ] . جمعه 14 جمادى « 1 » الاولى - منزل بودم . فخر الملك آمد . ديروز هم باغ ايشان با حضرت و الا مهمان بوديم . شب پنجشنبه را خانهء اميرزاده بودم . غذاهاى خوب بسيار . شب مهمان و روز مهمان در اين ايام گرانى . حالت امروز معلوم است كسالت داشتم . دوران حكيم الملك تنبيه بصير السلطنه را نوشتم . فخر الملك مىگفت با عين الدوله و امير خان سردار و حاجب الدوله و امير بهادر و جمعى ديگر از تركها و خلوتيها برضد حكيم الملك و آقاى بحرينى و دستهء آنها كنكاش و اجلاس مىكردند ، تا صحبت او با سيد بحرينى درگرفت و كتك خورد رفت . عين الدوله هم از ترس كتك خوردن و مجددا مغضوب شدن صبح امروز به عنوان سان ديدن ايلخى و ماديانها به سمت دماوند رفت و مشكل است حالاها بيايد . امير بهادر و حاجب الدوله هم شبانه خدمت حكيم الملك رفته كه غلط كرديم ، گه خورديم ، از تقصير ما بگذر . عجالة دوران دوران حكيم است . تمام اجزاء شاه از روزى كه آمدند توهين ديده نسبت به آنها بىالتفاتى شده مگر حكيم الملك . بلكه براى خاطر او تمام التفات و بىالتفاتى نسبت به هركس شده . حكايت شاه و عزيز السلطان را به كلى مردم فراموش كردهاند . اعتقاد ندارند كه محمود هم به اياز آنقدرها مايل بوده باشد . محبت شاه به حكيم الملك يك حكايت ديگرى است . باغى جنب باغ فخر الملك مىسازد . آنروز آنجا مىآمد فخر الملك دو اسب بسيار خوب حاضر كرده بود كه هر كدام را بخواهد تقديم كند . قمهء تاريخى قمهء ياقوتى با بند ياقوت شاه شهيد درست كرده بود پريشب به صدراعظم مرحمت شده است . فخر الملك مىگفت ده روز پيشتر در حضور شاه آن را ديدم . ياقوتهاى آن تمام اعلى است و بطور صحت مىگفت در خزانهء هيچ دولتى نيست و اگر تمام فرنگستان را برهم بزنند آنقدر ياقوت درشت قديم اعلى پيدا نمىشود . دانه دانهء آن را شاه شهيد از
--> ( 1 ) - در اصل « ربيع » نوشته .