قهرمان ميرزا عين السلطنه
1328
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حكايت كرت و اختلاف ما بين روس و انگليس در معاملات چين به ميان آمده . ظن سياسيون است كه انگليس و روس جنگ سختى بكنند . چوب زدن شاه به بصير السلطنه جنگ ما بين روس و انگليس كه خيال است ، اما جنگ ما بين شاه و بصير السلطنه محقق . بصير السلطنه بعد از مراجعت از خراسان به خيال افتاده كه اشخاصى كه بىالتفاتى شاه را باعث شده بودند به سزا برساند . از آن جمله آقاى بحرينى بوده ، وضع خلوت شاه را هم كه نوشتيم ، هركس صبح زود بيايد رئيس است ، خصوصا قرآنى همراه داشته باشد كه چند نفر را با خود همقسم كند . جمعى را گرد خود جمع كرده بناى قسم خوردن و اجلاس كردن شده بود . نمىدانم با سيد بحرينى هم چه گفتگو كرده بود كه هم از مجالس از اين گفتگو دستهء پرزورتر ( كه بر ضد او هستند ) به شاه عرض كرده بودند . شاه حضورا فحش بسيار داده بعد به مستعان السلطنه ، ناظم خلوت فرموده بزن . او چند چوبى زده . شاه فرموده بودند تو ملاحظه از زدن مىكنى چوب را بده به من و به دست مبارك آنقدر زدهاند كه چوب خورد شده . بصير السلطنه فرارا به خانهء حكيم الملك مىرود . مىروند مىگويند شاه حكم كرده برويد از سيد بحرينى عذر بخواهيد . بيرون مىآيد كه آنجا برود ، در راه دستگير شده و همان روز روانهء تبريز مىكنند . مسألهاى نيست باز مىآيد و محترمتر مىشود . ناصر السلطنه و تخفيف غله ناصر السلطنه را هم گفتند تنبيه شده . يعنى به اين شكل كه از بيست و چهار هزار خروار غلهء خالصهء طهران ده هزار خروار دستخط تخفيف گرفته و نزد صدراعظم برده ، صدراعظم كمال تعجب را كرده و به رگ غيرتش [ بر ] خورده خدمت شاه رفته كه قبلهء عالم با اين بىپولى عجب همت بلندى داريد كه هيچ سلطانى در اين حالت نداشته . از بيست و چهار هزار خروار ده هزار خروار تخفيف دادن به كدام مذهب و ملت درست است ، آن هم بدون اينكه آفتى برسد يا بلائى نازل شود . بعضى مطالب ديگر هم عرض كرده . اوقات شاه تلخ شده فرمودهاند مشتبه كرده [ اند ] . لفظ صحيح مربوط اين ايام است ، تنبيه شود . بعد شنيدم اين مسئلهء صحيح نبوده اما دستخط چهل هزار تومان فاضل را ناصر السلطنه نزد صدراعظم برده . او گفته است ممكن نيست صحه بگذارم . او اصرار كرده صدراعظم متغير شده و حقيقت را گفته است ، العهدة على الراوى .