قهرمان ميرزا عين السلطنه

1326

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شعاع السلطنه - علماى گيلان چهارشنبه چهارم جمادى الاولى - سال گذشته امروز را از طهران بيرون رفتم . شرح اين مدت را به خوبى نوشته‌ام ، اعتصام نظام از گيلان آمد . سوقاتى فرستاده بود . هوا خيلى بهتر شده . اغلب از شمران آمده‌اند . تا عصر را خانه بودم . يك ساعت به غروب مانده ديدن اعتصام نظام رفتم . صحبت گيلان و تكبرات شعاع السلطنه را خيلى حكايت كرد . مىگفت علما را احضار كرد هيچ‌يك ديدن نكردند . از استقلال روسها مىگفت كه بقدرى جذب قلوب كرده‌اند كه هروقت امرى و حكمى بنمايند با جان و دل استقبال مىكنند . علما را هم خيلى راغب به خود كرده‌اند و كليهء گيلانيها مايل به روسها شده‌اند . اگر اشاره از طرف آنها بشود فورا اسباب آن را فراهم مىآورند . سه ساعت از شب رفته كتاب حافظ خيلى خواندم « 1 » . تازه‌گل متصل حرف مىزند . عروسى او را با چنگيز گويا ننوشتم . وقتى كه از قزوين آمدم عروسى شد . . . شب يكشنبه شنبه هفتم جمادى الاولى - ديشب را خانهء حضرت و الا بودم . افخم الملك با عزيزه بودند . نظام الملك شهر آمده ، از هواى بد نظام‌آباد تمام اهل خانهء آنها مريض شده [ اند ] . چهارده پانزده نفر مريض و مريضه داشتند . نزهت هم آنجا رفته بود و با حالت تب و نوبه آمد . نظام الملك پيغام داده بود اگر امشب كه شب شنبه است مىمانيد فرداشب هم كه شب يكشنبه است بايد بمانيد . اين هم از مرسومات قديم است و هنوز در بعضى خانه‌ها باقى است . نظام الملك هم به اين حرفهاى بىمعنى اعتقاد دارد . خيلى عجيب است . اسب‌دوانى فرنگى حضرت و الا شمران تشريف برده بودند . ديروز و روز چهارشنبه را سفارت انگليس به اسب‌دوانى دعوت كرده بودند . اين اسب‌دوانى فرنگيها از شدت خنكى خنده دارد . چند سال ايرانيها را داخل كردند . يك بيرق نگذاشتند آنها ببرند . دو سال است موقوف كرده‌اند . پشت قلهك زمينى از دروس اجاره كرده همه‌روزه اسب‌دوانى و بازيهاى مختلف دارند ، چقدر وضع راحت و آسوده دارند . حقيقت بايد حسد برد و آرزوى وضع راحت آنها را داشت . غنى و فقيرمان نجيب و نانجيب گرفتار و از صبح تا غروب مشغول تلاش روزى [ اند ] و آن را هم به كثافت خرج كردن ، آه چقدر بدبخت هستيم . يك ساعت

--> ( 1 ) - اينجا غزل « صبح است ساقيا قدحى پرشراب كن . . . » را نقل كرده است .