قهرمان ميرزا عين السلطنه
1317
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
راه فرنگ كه باز شده همهكس مىرود عماد السلطنه هم بواسطهء اين مصيبت عليل شده سه ماهه مرخص فرمايند تا وينه رفته معالجه نموده و بيايد . دستخط شده بود : « جناب اشرف صدراعظم - عز الدوله اگر پول ندارد چرا پسرش را فرنگ مىفرستد . اگر پول دارد اينهمه آه و ناله چيست . » جواب شاه اين جوابها را گمان نمىكنيم از فرمايشات ملوكانه باشد . ندانستيم نويسندهء دستخط كه بود يا كى حضور داشته كه تلقين كرده است . نمىدانم آن يك پولى كه از دولت مظفر الدين شاه به چنگ ما آمده كدام است ، يا از آن انعامها و احسانهاى صد هزار تومانى و چهل هزار تومانى كداميك در حق ما مرحمت شده . بلكه شاه تصور فرمودهاند عز الدوله هم سى چهل هزار تومانى براى مصارف فرنگ عماد السلطنه تهيه كرده و داده است . هر ادنى نوكرى در اين زمانه مىتواند هزار و دويست تومان فراهم كند . اين ايراد را خوب است به اشخاصى بكنند كه هر شبى دو هزار تومان قمار مىكنند و هزار تومان صرف يك جنده كه مىشناسيم و سراغ داريم . كار ما اينطور شده و روزگار چنين ، هرچه بنويسم اوقاتم بيشتر تلخ مىشود كه چرا در اين زمانه آنقدر بدبخت واقع شدهايم كه در آن دورهء ناصر الدين شاه آنطور ، حالا هم اينطور . منتهى آنوقت آنقدر انعام و احسان ، ملك ، ده ، باغ ، عمارت به كسى نمىدادند و ما هم توقع نداشتيم . حالا مىدهند چشممان مىبيند . باز هم توقع نداريم . از بعضى چيزهاى بىمايه هم محروم ماندهايم . پست و تلگراف دوشنبه 17 - صبح را خانهء حضرت و الا رفتم . پستخانه را بيگلر بيگى كه حالا وزير گمركات است سى هزار تومان علاوه كرده به او مرحمت شد . در عوض از اين مبلغ سه هزار تومان به صنيع الدوله اضافه مواجب دادند . آن پنجاه هزار تومان كه رفت اين مبلغ هم تماما خواهد رفت . مىگويند مبلغى هم به تلگرافخانه علاوه مىكنند و البته اگر اينطور باشد آن يكى هم از آن خانواده گرفته خواهد شد . سى سال اين مبلغ گزاف را امين الدوله مىبرد و كسى نمىدانست چه روزگارى به او مىگذرد . از اينهمه ضرر اگر مىدانست يك روز صدارت را قبول نمىكرد .