قهرمان ميرزا عين السلطنه
1314
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
طهران ابدا عرضى نكرده و شاه هم با آنها چيزى نفرمودهاند . اقدسيه خبر تازهء ديگر اين است كه باغ و عمارت اقدسيه را كه در بالاى قريهء اراج و سمت مشرق صاحبقرانيه است [ و ] از قصور و عمارات عاليهء دولتى است شاه به عين الدوله بخشيدهاند . اين قصر را شاه به اسم امين اقدس ساختند و از تمام ييلاقات سلطنتى خوشهواتر است . تقريبا شصت هفتاد هزار تومان قيمت دارد . فرنگ رفتن شعاع السلطنه و نير الدوله حضرت شعاع السلطنه براى معالجه و گردش به فرنگ تشريف بردند . اينكه نوشتيم به سفارت اطريش مىروند صدق نبود . به آنجا همان شاهزاده نير الدوله مىرود كه از خود مخارج سفر را متحمل شده و تقديمى هم به مشير الدوله داده است . سى هزار تومان خرجى به شعاع السلطنه مرحمت شد . باز مىگويند پول نيست و نداريم . پس اينها چهچيز است . اشعار بىمعنى امين نظام شنبه 15 ربيع الثانى - دوازدهم درجهء سنبله . هواى شهر شبها خوب شده ، اما خيلى پرگردوخاك و خفه است . عصر چهارشنبه را با افخم الدوله شمران رفتم . محمد حسن ميرزا اول بنا بود بيايد قدرى پايش درد گرفته نيامد . بىاو صحبت ما تمام نيست . شب اول را باغ مانديم . عصر پنجشنبه را خانهء تاج الدين ميرزا [ بوديم ] . جناب ظهير الدوله هم تشريف آوردند . امين نظام پسر امير توپخانه همسايه است آمد . اشعارى در حكايت شاهزاده عزيز گفته بود خيلى تماشا داشت . اما ظهير الدوله سفارش كرده بودند خنده نكنيم . يك مصرع كوتاه ، ديگرى آنقدر بلند تا قافيه را پيدا كرده بود . مضامين و مطالب ركيك مستهجن [ بود ] . نه وزن داشت نه قافيه نه رديف . يك چيز بىمعنى [ بود ] . و اعتقاد خودش بود كه از آن بهتر كسى شعر نگفته . اختيارات اتابك دستخطى پريروز در اطاق دربار قرائت شده است كه تمام اختيار از جزئى و كلى را به كف كفايت صدراعظم [ دادهايم ] و در هيچ امرى ما اختيار از خود نداريم . در هر عزل و نصبى فقط جناب اشرف صدراعظم حكم يا دستخط آن را نوشته روانه كند ، بدون هيچ