قهرمان ميرزا عين السلطنه
1315
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ايرادى و تفكرى مزين خواهد شد . هيچكس بدون اجازه و امر ايشان عريضه ندهد و دستخطى نخواهد ، بارى خيلى خيلى از اين سختتر و مفصلتر . به كلى شاه خودشان را بىدخل فرمودند . صدراعظم تا الان كه خيلى ملايم و متواضع حركت كرده از تركها بىاندازه تملق مىگويد و ملاحظه مىكند . دست به تركيب احدى هم نزده . وضع پولى اينها تمام سهل است ، يك فكرى براى پول بكنند . هنوز بروات مواجبها را ندادهاند . حضرت و الا و ما سه نفر پسرش با جمعى نوكر تمام اوقات خودمان را مصروف برات مواجب و دو سه فقره امر تيول و غيره كردهايم . يككدام آن درست نشده است . از صبح تا غروب گرفتار اين دو تيول و جزئى مواجب و دو سه پارچه ملك هستيم . تيول همدان را باز حاكم ضبط كرده ، بروات مواجب را سعد الملك نگاه داشته ، ميرزا مهدى حاكم الموت مبلغى از ماليات را خورده ، رفعت السلطان حاكم شده . او را نگاه داشته حساب برسد . هركس هم از قزوين طلب دارد مطالبه مىكند . آنچه ماليات نزد مردم مانده كسى نيست بگيرد بدهد . زندگانى خوشى داريم . بالاتر از همه اين تفصيل است كه مىنويسم . رفتار ناصر الدين شاه با عز الدوله حضرت و الا ناچار ماندند مطالب خود را فهرست كرده ، صدراعظم حضور مبارك روانه كرد . اولا در پنجاه سال كه حضرت و الا عريضه براى شاه مىكرد و اغلبش آه و ناله و استدعاى كار بود هيچوقت نشد شاه ملاحظه را كنار بگذارد جوابى بنويسد كه فى الجمله حقيقت باشد . تمام را به چموخم و اظهار التفات و القاب و خطابات خوش رفع مىكرد كه هر دفعه دستخط مىرسيد تا مدتى متشكر بوديم ولو كانه باطنا بىميل و بىالتفات بود و هيچ كار خوبى در آن مدت نداد . اما باطن خود را نگاه داشته خصوصا از نوشتن دستخط خيلى ملاحظه مىفرمود و اگر روزى دو عريضه شاهزاده مىكرد بىجواب نبود . تمام را فورا جواب مىنوشت . ديگر اينكه يك دستخط نداريم كه خط غير باشد . اين قسم عريضهجات را كه از اشخاص محترم مىرسيد تمام را خودش مىخواند و خودش جواب دستخط مىفرمود . فقط از مطالب آن شاه مستحضر مىشد نه ديگرى كه اسباب خجلت شود و در شهر منتشر شود . دستخطهائى كه حضرت و الا الان دارد تقريبا دو سه جلد كتاب مىشود هيچكدام خط غير نيست . با وجودى كه از اين شاه خيلى بيشتر متوقع بوديم بدتر شده است ، دو سه فقره كار شخصى هم منظم نمىشود . مثلا هيچ سالى مواجب ما آنقدر دير نشده بود . خود شاه