قهرمان ميرزا عين السلطنه
1312
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عمل تبريز و اغتشاش شاه اول ورود رو به مشير الدوله فرمود كه عمل تبريز گذشت . آنها نجاست كردند ، ما هم گفتيم نجاستكارى كنند . مثل همدانيها تا تنبيه كامل نشوند ساكت نمىشوند . مشير الدوله عرض كرد بلى خيلى جرى شدهاند و هرچه مهربانى فرموديد بدتر مىكنند . صدراعظم آمد و همان كلمه را فرمودند . جواب عرض كرد قبلهء عالم حكم به تطهير فرموديد كه جرايم آنها را شستشوئى كنند مطهر شوند . معلوم شد تبريز اغتشاش كلى به هم زده كه ابدا اطلاع نداريم . هرچه هست در ظرف اين دو روزه غفلة اغتشاش شده . قدرى از حاجى حسام الدوله مرحوم صحبت فرمودند . ديگر ابدا از مشق قزاق يا صحبت ديگرى از قشون به ميان نيامد . خاك بر سر امير خان سردار يك ساعت به غروب مانده تمام شد بهسمت اردو رفتيم . فرنگى زيادى زن و مرد بودند . وزير مختار روس و عثمانى بودند . ميوهجات و شيرينى ، بستنى ، ليمونات ، انواع مشروبات بود . خيلى خيلى تهيه ديده بودند . اطراف عمارت و چادر را هم خيلى قشنگ زينت كرده ، تمام اردو را هم بيرقهاى رنگارنگ آويخته بودند . حقيقت وضعى و شكلى داشت كه لايق بود سفراى خارجه و فرنگيها بيايند . اگر پولى بگيرند باز حرام نمىشود و آبروئى دارد . خاك بر سر امير خان سردار با آنهمه پول كه مىگيرد يك روز ميدان نمىآيد . آخر سال چهار پنج كرور پول بايد به قشون بدهند و يك نفر سرباز ندارند . معقول در ايام شاه شهيد و اوايل اين شاه نظامى بود ، مشقى بود . مانورها داشتند . اردوها مىزدند . تهيه و تداركى داشتند . قورخانه و توپخانه بود . لباسى ، وضعى . اين شاه هم اوايل خيلى دقت مىفرمودند . بلكه خيال تمام مردم اين بود كه وضع قشون صد مقابل بهتر از سابق مىشود و حقيقتى پيدا مىكند . متدرجا اينطور شد . تا فرمانفرما هم بود اينطور نبود . از روزى كه امير خان سردار وزير جنگ شد و امين الدوله رئيس ، اين قسم شد كه ملاحظه مىكنيم . شورش قشقائى - لرستان شنبه هشتم - ديروز را روغن كرچك كاملى خورده لله الحمد درددل كم شده است . ميدان كار داشتم رفتم . مىخواهند چهل نفر توپچى با توپ تهپر روانهء شيراز كنند . تعيين كرديم . اما قرار است مطالبات آنها را بدهند و به اين جهت مشكل است رفتنى شوند . ايل قشقائى شورش كرده همه مسلح با تفنگها و اسبهاى ممتاز . مگر به تدبير و خواست خدا