قهرمان ميرزا عين السلطنه
1311
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عين الدوله عين الدوله هم از محارم [ است ] و در خلوت تبعه و دسته دارد كه خلاف او رائى ندارند . برادر وزير جنگ [ است ] و جلوگيرى مىكند . در حضور شاه هم بواسطهء استقلال عين الدوله از قشون جز تعريف صحبتى نمىشود . ميدان آمدن و سركشى خود شاه هم كه مدتها است موقوف شده . نزديك است اين اسم بىمسمى هم از ميانه برداشته شود . استعفاى واگنر خان جنرال واگنر معلم كل [ را ] كه قريب بيست و چهار سال است در ايران مستخدم مىباشد و از روز اولى كه معلم از اطريش آوردند و نظام برقرار شد معلم توپخانه بود و حالا معلم كل [ است ] و قريب دوازده سال در خدمت همين شاه در تبريز بود و در ركاب مبارك آمده در آنجا خيلى محل وثوق و التفات بود ، چند روز قبل ديدم عريضهء استعفائى نوشته به من نشان داد . سبب را جويا شدم محرمانه گفت ازبس وضع قشون ضايع شده من نزد خدا و دولت خودم روسياهم . حالا كه نمىتوانم اصلاح كنم بهتر اين است استعفا كنم . گفتم شما كه همه قسم محرم هستيد چرا عرض نمىكنيد . جواب داد عرض كردهام . شاه مثل اين است كه از كسى واهمه دارد . به من مىگويد سكوت كن و ملاحظه داشته باش . من مىدانم و نمىتوانم چاره كنم . اين صحبت بر حيرت من افزود . تا منزل آمدم تعمق كرده از خيال شاه مطلع نشدم و باعث سكوت و واهمه را ندانستم . دفيله از مطلب خودمان خارج شديم . بعد از ناهار آدم ملكآرا آمد كه بيائيد برويم آنجا . رفتم هوا گرم بود . رفتم باغ عمارت مىسازد . خيال دارد به كلى از شهر آنجا برود . پشت قزاقخانه زير نظامآباد در صحرا چادر زده مشق را آنجا مىكنند . بعد براى صرف عصرانه به محل اردو كه خيلى باصفا و خوشهوا شده است [ رفتيم ] . هواى آن مكان خيلى گرم است . شاه تشريف آورده سواره از جلوى صفوف قزاق گذشته به چادرآمدند . شروع به مشق شد . بعد از مشق و شليك دفيله كرده بعد همان بازيها را كردند . خوب بازى كردند . يك نفر زمين خورد ندانستيم چه شد . تمام قزاق پراكنده بود . به دو شيپور تمام جمع شده نظام گرفتند كه خيلى تماشا داشت . پلكنيك همان كاساكوفسكى است كه در قتل شاه شهيد بود و خيلى خدمت نمود . خيلى تنومند ، قوىهيكل ، بلندقد [ است ] . از امير خان سردار درشتتر است .