قهرمان ميرزا عين السلطنه
1286
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هيچكس گوش نمىدهد و عما قريب ابو شهر به تصرف دولت انگليس خواهد آمد و همينطور تمام آن ساحل . تغيير رفتار اتابك سهشنبه 29 صفر - صبح زود را منزل حضرت و الا رفته در كالسكه نشسته به شمران محض ديدن صدراعظم رفتيم . يك ساعت از دسته گذشته وارد قيطريه شديم . تازه بيدار شده روى صندلى نزديك حوض نشسته بود . با حاجى محمد حسن صحبت مىكرد . نشستيم خيلى معقول و مؤدب شده . براى اغلب تواضع مىكرد . براى ماها تمام قد [ بلند شد ] . حضرت و الا را استقبال كرد و مشايعت تا نزديك عمارت آمد . نعمت بىخبرى صحبت تمام از هواى قم و وضع آنجا بود . آب آنجا مىگفت چشمم را خراب كرده و دندانهايم را خيلى ضايع نموده . عماد الدوله آمد از فرنگ صحبت بود . مىگفت در قم از همهجا بىخبر بودم و خيلى خوبتر بود . درست كه من تصور كردم ديدم اين بنيههاى قوى و گردنهاى كلفت از هيچچيز نيست مگر از بىخبرى . اين مردم ايران اگر اطلاع از همسايگان خود داشتند و از كارهاى خود مطلع بودند هرگز آنقدر خوشبنيه و گردن كلفت نمىشدند . روزنامههاى فرنگ و روزنامههاى تلگرافى را غدغن كرده بودند براى من نياورند . من هم آنچه روزنامهء فارسى زبان آبونه بودم جواب كردم . در قم بارى تمام صحبت از بدى هواى قم و نظرتنگى اهل آنجا بود . مىفرمودند اگر كسى در قم يك قباى قدك نو بدوزد و بپوشد مجبور است تا چند روز عباى كهنهء خود را روى آن بپوشد كه كمكم دامان قبا يا آستين آن را نشان بدهد ، و الّا اگر يك دفعه نشان بدهد باعث سكتهء بعضى مىشود و اگر كسى يك چارك گوشت بخرد ناچار است زير عباى خود پنهان كرده منزل ببرد . مثقال مثقال گوشت مىخرند . اوايل كه من سوار مىشدم ده دوازده نفر آدم همراه بود ، به نظرشان غريب مىآمد . جمعى گفتند كه شما اينطور با كوكبه و دستگاه سوار نشويد . نظر خواهند زد . من هم دفعه ديگر گفتم هرقدر اسب هست درست كنند و هرچه نوكر هست سوار شود .