قهرمان ميرزا عين السلطنه

1246

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

برآيند . آقايان از اين حكم راضى نبودند كه با وجود آن‌كه سى چهل نفر مسلم كشته شده و تقصير از شيخيه بود حالا در عوض پول خون كه بگيرند اين جزئى اموال را هم مطالبه دارند . مختصر هرقدر ممكن شده مسترد داشتند . اهل شهر در اين ايام اجماع كرده كه ديات مقتولين داده شود و سى هزار تومان مطالبه داشتند . ساكت نشدند ، تا شليك به شهر كرده و آقايان را بيرون نمودند . شهرى به آن منظمى و امنيت را اين دو نفر بروجردى چطور خراب و ضايع كردند . گمان نمىكنم ناحيه‌اى و دهى در ايران به نظم همدان بود يا خلقش را هيچ نقطهء ايران دارا بود . آن ملا عبد الله افتتاح اين كارها را كرد كه يك نفر بروجردى بود و ابتدا سيف الدوله وادار كرد كه آن يهودى را كه مسلمان شده بود براى پنجاه تومان تقديم كه يهودى وعده داده بودند از خانهء او بيرون كشيده به رگ غيرت او خورده برضد او برخاست و شورش شد . كم‌كم جرى شد تا آن كارها را كرد و الان هم پسرش و دو نفر نوچه‌اش اين كار را كردند ، و الّا آقايان همدان كه اهل شهرند خصوصا سادات و آقايان ( كبابيان ) و امام جمعهء آنجا چه‌وقت اين قسم كارها كرده و چه‌وقت راضى هستند كه اين بلاها به سر وطن آنها بيايد ، هميشه صلح‌طلب و معقول بوده‌اند . وقتى كه آنها مردم را نصيحت مىكردند و مانع از حركات . . . آنها شدند ملا عبد الله حكم مىكرد يورش به مساكن و منازل آنها برده غارت مىكردند ، گلوله مىزدند . بالاى منبر تا هفتاد پشت آنها را استغفر الله سب و رفض فرستادند و حال آن‌كه تا چهارده پشت يا بيشتر به حضرت رضا صلوة الله و سلام عليه مىرسند . عوام الناس ابدا اعتنا نكرده برحسب حكم رفتار مىكردند . امام جمعهء همدان كه سيد جليل القدر محترم نجيبى است آن‌قدر طهران ماند تا ملا عبد الله مرحوم شد ، آن‌وقت همدان رفت . شريف الملك طهران آمده نمىرود . اين آقايان تماما غريبه [ اند ] و براى اين‌كه رياستى داشته باشند اين نوع حركات را باعث مىشوند . « 1 » حوالهء صرف جيب سه‌شنبه 25 - ديشب باران خوبى آمد . رعدوبرق زيادى شد . صبح را خانهء حضرت و الا رفتم . زمين كوچه گل بود . هواى خوشى ، مصفا و لطيف [ بود ] . حضرت و الا شمران ، افخم الدوله درب خانه [ بودند ] . بعد از ناهار با محمد حسن ميرزا آمدند . افخم الدوله عريضه در باب انعام كرده بود . شاه دستخط فرموده بودند « جناب اشرف صدراعظم هرقدر صلاح بدانيد بدهيد . » حالا فكرها مىكرد كه برات و حوالهء خزانه طول و تفصيلى دارد . چه‌كنم كه حوالهء صرف جيب بشود ، زودتر بدهند . آخر الامر قرار داد كه

--> ( 1 ) - نويسنده خود مىگويد آقايان و حساب آنها را از روحانيت جدا مىكند . ناشر