قهرمان ميرزا عين السلطنه
1245
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حكايت همدان واقعات تازه كه خبر رسيده حكايت همدان مىباشد و به قول فرنگيها « بمباردهء » شهر . خبر كتبى براى ما نيامده . اينطور همدانيها مىگويند كه حسب الامر قدر قدر حسام الملك و منصور الدوله به خانهء جمع آقايان كه منشاء فتنه و فساد بودهاند ازاينرو فاضل - آقا سيد محمد - حاجى ميرزا مهدى - پسر آخوند ملا عبد الله رفته كه بايد از شهر همدان بيرون رفته يا به موطن اصلى خود يا هرجا غير از همدان ميل داريد [ برويد ] . علما در مجلس بناى بد گفتن را گذاشته به شاه و صدراعظم و خود آنها هزل و ياوه گفتهاند . حضرات بيرون آمدهاند . زنها از پشتبام خاكستر آلوده به كثافت به سر آنها ريخته فحش بسيار دادهاند . ساعتى بعد آقايان رسولى خدمت فخر الملك روانه مىكنند كه اگر به رفتن ما شهر منظم مىشود مىرويم . چند روزى مهلت بگيريد تهيهء سفر كنيم . مهلت مىدهند . بعد از انقضاء مهلت باز نمىروند . همان روز كه مهلت گرفتهاند قاصدها با عريضهجات بسيار بهسمت طهران و نزد آقايان اينجا روانه مىكنند . گفتند زمانى كه قاصد همدان و كاغذ آقايان به آقا سيد على اكبر رسيده گريه فراوان نموده تا دو روز صحبت نكرده . افسوس كه از دستشان كارى برنمىآيد و صرفهء خود را از دست نمىدهند و كار از كار گذشته بود . بارى اهل شهر اجماع كرده كه آقايان نبايد بروند . از طهران احكام سخت شده بود . آن بىاحترامى هم كه نسبت به حسام الملك و منصور الدوله شده بود توپ را به مصلى بردند . مصلى همدان تپهء خوبى است كه سركوب شهر واقع و براى شليك توپ خيلى خيلى جاى [ با ] معنىايست . اهل شهر بهسمت سرباز شليك كرده پنج نفر مقتول شدند كه حكم شليك داده شد . سه چهار تير توپ انداختهاند كه يك مسجد و چندين خانه را منهدم كرده . سرباز هم بهسمت شورشيان شليك كرده . روىهم مىگويند سى چهل نفر كشته شده . اهل شهر ديدند از شوخى گذشته كار به جدى كشيده يك مرتبه به سمت خانهها و منازل خود فرار كرده كه هرچه بدتر آقايان كرده هرجا مىروند بروند . صداى امان امان از شهر برخاسته ، قرآنها به دستها بهسمت عمارت حكومتى رفته امان داده شده دو روز بعد يا همان ساعت آقايان حركت كرده رفتند . شهر منظم شد . مردم آسوده شدند . [ با ] سياست است كه كارها قوام مىگيرد . اگر تنبيه و سياست نباشد هرگز اين مردم . . . نخواهند گرفت . چه اوضاعى در همدان درآوردند . اين اغتشاش اخير همدان فقط براى اين بود كه اولا حكم شده بود مال شيخيه را هر چه موجودى است گرفته تسليم كنند و هرچه تلف شده جدا در صدد مطالبه و تفحص