قهرمان ميرزا عين السلطنه

1197

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

جمعه 20 شعبان - پست نه روزه و هشت روزه مىآيد . راهها مسدود [ ست ] . برف اندازه ندارد . برحسب استدعاى حضرت و الا لقب رفعت السلطان به ميرزا على محمد خان و لقب مستشارى به ميرزا ابو القاسم خان منشى مرحمت شد . سردارى ترمهء شمسه مرصعى هم به من [ داده‌اند ] اما هنوز نياورده‌اند . عروسى نظام الملك عروسى معين الملك تمام شد . دختر ديگر شاه را براى عين السلطان پسر شاهزاده موثق الدولهء ناظر عقد كردند . نظام الملك هم اصرار دارد براى بعد از عيد فطر عروسى كند . حضرت و الا تاكنون اجازه مرحمت نفرموده‌اند . براى من نظام الملك كاغذى نوشته دلمه‌اى فرستاده بود ، يك ترازو فرستاده بودم . قزوين ترازو مثقالهاى خوب درست مىكنند ، تعريف دارد . حاجى ميرزا مسعود طهران رفت . بين راه اسبهاى كالسكه شرارت كرده كالسكه را برداشته بودند . كالسكه‌چى زير چرخ افتاده بعد از دو سه روز مرد . به خود ايشان مختصر جراحتى رسيده صدمهء كلى وارد نيامد . فرج الله خان حضرت و الا يك خرقهء بطانهء خز به من مرحمت فرمودند . براى سرماى اين‌جا خيلى خوب است . الحمد لله اين مدت رفتار بدى نكرده اسباب خشنودى خاطر مبارك شد . زحمات الان كلية به گردن من است . نصر الله خان هنوز خوب به كارها سوار نشده . از فوت بيچاره فرج الله خان در اين‌جا ذكرى نكردم . پس از رفتن طهران هرچه معالجه كرده [ اند ] سودمند واقع نشده در ماه رجب فوت كرد . خوب نوكرى بود ، بسيار مدبر و معقول . خيلى حيف شد . جاى افسوس است . خدايش رحمت كند . آنقدرها پير نبود . قزوين خوب سلوك كرده بود . جمع و خرج ولايات از عموم حكام جمع و خرج را به جزو خواسته‌اند ، تمام خرج ولايتى و تخفيفات و اسامى مقررى و مواجبهاى و مستمرىبگير را به اسم و رسم و كسب و حرفه و شغل و كار . چند روزست مشغول نوشتن آن هستيم . خرج ولايتى قزوين كم است ليكن مواجب بگير خيلى است . گويا امسال خيالى دارند . حقيقة اغلب بدون استحقاق [ اند ] و مال ديوان كلية به اين شكل از ميان رفته . آنقدر به اسم ورثه ما مواجب و مستمرى مىدهيم كه