قهرمان ميرزا عين السلطنه
1159
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فخر الملك اصلاحى فراهم بياورد . بىفايده [ است ] و اصلاحپذير نيست . هرروز همين گفتگو را داريم . براى هشت نفر سرباز پنج دانگ ملك ما را مىخواهد ببرد . مثل آنكه تمام املاكش به همين شكل است . در مقابل اينها كسى داراى جان و مال نيست . روزى كه پدرش مرد سه قريه بيشتر نداشت . الان انبارش از پانزده هزار خروار مىگذرد . از كجا آمده . اگر با پول ممكن بود ملك خريد در اين مدت علاقهء همدان ما از پنج دانگ به شش دانگ رسيده بود . با آن خرجهاى گزاف كه مىكند براى هر امتياز ده تا و بيست تا پيشكش و تقديم دادهاند . شبى هزار تومان قمار زدهاند . از ده دانگ ملك كه دارند يك دانگش موافق شرع و قبالهء صحيح نيست . تمام به جبر و ظلم تحصيل شده . حالا كه ايران مدار هستند و هركس سركار مىآيد اول با آنها مرحمت دارد . چندى نيست كه از فرمايشات سرميز و مهمانى فرمانفرما مىگذرد كه اين قسم به ماها سلوك مىفرمايند . اگر طولى بكشد چه خواهد شد . هيچ بدى نرفت كه جايش خوب بيايد . همان كاشانيها و بعضى كه سركار بودند الان گردش جمع شده [ اند . ] يك نفر از ماها حتى پسرهاى برادرش تاج الدين ميرزا و شعاع الدين ميرزا را كار نداد و به خود نزديك نكرد . وزير همايون اين مدت بهار ، آجودان مخصوص كه وزير همايون لقب گرفته باغ فخر الملك چادر زده منزل كرده بود . شبها تا صبح فرمانفرما آنجا بود و عيش داشتند . حالا باغ بزرگى بيرون شهر احداث مىكند كه پارك و محل عشرت باشد . شاهزاده يمين السلطان امير آخور قديم محرم شده . همان كارهاى ايام صدراعظم را پيش گرفته . معاون الدوله و نير الدوله هم داخل هستند . اما سركرده وزير همايون و يمين السلطان است . باغبان فخر الملك چيزها تعريف مىكرد . يكى از خانمهاى محترمهء اين شهر هم ملاقات شد . او هم حكايات مىكرد . حالا نوبت اينهاست . اول كارى را كه وزرا [ و ] رؤساى ما مشغول مىشوند همين كارهاست . باغ خارجى بسازند كه خلوتخانه باشد و شب تا صبح مشغول باشند . روضهخوانى يكشنبه پنجم محرم - صاحبقرانيه رفتم . حضور مبارك حضرت وليعهد مشرف شده عريضهء حضرت و الا را دادم . اظهار التفات فرمودند . شاه تعزيه مىخواند در همان جلوخان عمارت . جمعيت كمى بود . آقاى عماد السلطنه ، ملكآرا ، شعاع الدين ميرزا