قهرمان ميرزا عين السلطنه
1160
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بودند . در ايوان جا نبود . اطاق عقب نشسته صحبت مىكرديم . عمل سرباز هنوز تمام نشده . يك ساعت و نيم به غروب مانده در درشكهء شعاع الدين ميرزا نشسته آمديم . از قرار معلوم آخر ماه صفر وليعهد تشريففرما مىشوند . روضهخوانى بهاندازهاى است كه هيچ سال كسى به خاطر نداشته . هركس روضهخوانى داشته در اين دهه شروع كرده كه تا هوا خنك است تمام شود . بعضى از ذاكرين محترم روزى پنجاه مجلس دعوت داشتهاند . مسجد شيخ عبد الحسين به همان وضعهاى سابق خيلى باشكوه و خوب [ است . ] نواب عليه در شبستان تجير كشيده جاى خوبى دارند . اغلب خانمهاى محترمين آمدند . از زنهاى شاه شهيد چندين نفر تشريف آوردند . ازدواج خانمباشى مطلب تازه از ازدواج خانمباشى است به قهرمان خان امير آخور حضرت وليعهد ، يك روز قبل از محرم عروسى واقع شده . شاه هم خيلى التفات فرمودند و خوششان آمد . از قرار معلوم به حكم مبارك صورت گرفت . ماهى شصت تومان ماهانه ، هزار تومان انعام ، اسب كالسكه مرحمت شده برود . قهرمان خان مثل اين است از جهنم وارد بهشت [ شده ] و حوريه به چنگش آمده . هزار نفر خواستگار شدند آخر نصيب قهرمان خان شد . بازگشت وليعهد جمعه 17 محرم الحرام - امروز به سلامتى حضرت وليعهد تشريففرماى تبريز مىشوند . صبح را باغ بهارستان ( باغ مرحوم سپهسالار ) حاضر شده جمعى از شاهزادگان و محترمين بودند . رفتن من در ركاب بواسطهء نبودن مال چاپارى و طفرهء مشير لشكر موقوف شد . تا بعد چه شود . ملفوفهء فرمان را هم جناب امين الدوله گرفته تا حال ندادهاند . سه ساعت از دسته رفته حضرت وليعهد تشريف آوردند يكسر به حوضخانه [ رفتند ] كه والدهء حضرت و الا ام الخاقان آنجا بود . قدرى آنجا توقف فرموده وداع به عمل آمده بيرون تشريف آوردند . امير نويان ايستاده بود . از همه خداحافظى نموده سوار كالسكه شده تشريف بردند ميدان مشق كه سركردگان و رؤساى قشونى جمع بودند ، از آنجا اميريهء آقاى نايب السلطنه . ناهار مهمان سرور الدوله هستند . از قرارى كه گفتند قزوين هم توقف ننموده شب حركت مىكنند . در اين مدت با آقاى نايب السلطنه ملاقات واقع نشده تمامش را چهارترخان بود [ ند . ] مولوى نهاوند طهران آمده . با محمد حسن ميرزا ديدن كردم .