قهرمان ميرزا عين السلطنه
1137
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دوشنبه نهم ذيقعدة الحرام - امروز قرار بود اسبدوانى بشود از صبح باران گرفت و تا وقت ظهر هوا باز نشد موقوف كردند . ديروز مهمانى در خانهء من بود . بسيار بسيار خوش گذشت . قمارى نشد به صفاى باغ و سبزه گذشت . مقامهاى تازهء امين الدوله امين الدوله چند روز است وارد شده وزارت داخله و خزانه و گمرك و رياست وزراء مرحمت شد . خزانه را نصر السلطنه برد . اول فهرست عوض كردن و برات خريدن و شيطنتهاى او است . از امسال هم مردم صرفنظر بايد بكنند ، رفت پيش سالهاى گذشته . امين الدوله دو شرط واضح كرده : يكى خلعت نپوشد ، ديگرى مهر نكند . قبول شد . عزل عين الدوله عين الدوله چون بدون اجازه آمده بود رندان خوب آشى پختند . به محض ورود شاه فحش داده . از تمام مناصب و مشاغل معزول و حكم شد عتبات برود . دختر شاه را هم از اندرون به دستش دادند و چند روز است رفته . امين الدوله توسط كرد مراجعت كند . شاه اذن داد . ليكن خودش قبول نكرده و رفت . دختر شاه خيلى در اندرون به حضرت عليا و فرمانفرما فحش داده كه تمام تقصير شما برادر و خواهرهاست و از اندرون بيرون آمد . پلتيك فرمانفرما پيشرفت كرده اين معاند صحيح چندين سالهء خود را به اهانت و صدمهء زياد جلاى وطن داد . عين الدوله خيلى به خود و التفات شاه اطمينان داشت بهعكس نتيجه بخشيد . مشاغل را به همان اشخاص كه سركار بودند مرحمت فرمودند . حكومت مازندران به سردار امجد ميرزا عبد الله خان التفات شد . پنجشنبه 12 شهر ذيقعدة الحرام . چه بنويسم ، از امروز و از اين ماه نحس شوم كه چه شخص بزرگ بزرگوارى از دست ما رفت . بهتر آن است همانطور كه رسم من است از اول روز شروع كرده تفصيل را نيكو و آشكار بنويسم تا خواننده را آگاهى به كمال حاصل شود . اگر قلم و مركب پدرسوخته يارايى كند . اسبدوانى صبح امروز به خيال تماشاى اسبدوانى سوار شده خانهء محمد حسن ميرزا رفتم . به اتفاق روانه شديم . جمعيت متصل بههم بود . باران هم اول صبح آمده گردوخاك نبود . خيلى مصفا و خوب . ساعت چهار از دسته گذشته رسيديم . آقاى عماد السلطنه و افخم الدوله و ساير بنى اعمام در چادر سالار الدوله نشسته بودند . من هم رفتم . فورا شاه با