قهرمان ميرزا عين السلطنه
1116
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تصوّرات و حسابها بىفايده بود . گفتم من از رقيمهء شما تصور جيرهء صحيحى كردم . اين مقدار خيلى جزئى است . بنا كرد شرح دادن كه ممكن نشد و تمام برگشت كرد مگر مال شما و اطمينان كامل داد براى سنهء آتيه تمام نوشته شود . بههرجهت باز چون دوندگى نكرده بودم و بىخبر بودم لذت داد . خداوند نايب السلطنه را توفيق بدهد كه تمام تقصير او بود . در آن مدت طولانى هرچه گفتيم اثر نكرد و حال آنكه به بعضى اشخاص آنقدر جيره داد كه حساب آن را گم كرده بودند . او كه اينطور كرده باشد از ديگران چه توقع داشته باشيم . سهشنبه 15 - روز مباركى است . از اعياد بزرگ ما است . خداوند بر همه مبارك كند و سايهء بلندپايهء آن بزرگوار را از سر تمام اهل تشيع كم و كوتاه نفرمايد . ديشب را منزل حضرت و الا بودم . بنا بود عماد السلطنه و محمد حسن ميرزا هم تشريف داشته باشند . هر دو نيامدند . روضهخانهء سادات اخوى ديروز عصر با تاج الدين ميرزا خانهء سادات اخوى رفتيم . عصر و شب 15 مجلسى دارند كه وضيع و شريف مىروند . اما معلوم نيست چه بايد كرد . هركس به حال خود در ميان حياط و بالاى بام و جلوخان عمارت گردش مىكند . چاى مىدهند . قليان مىدهند ، اما بطور غيرمنظمى . هركس فنجان چاى ببرد ده نفر دنبال مىكند . قليانى بياورند سى نفر براى كشيدن حاضر است . سادات هم هرجا ايستاده باشند براى آنكه آبنبات و « شكرپنير » مىدهند گرد آنها را پانصد نفر بچه و زن و عوام الناس گرفته ، [ اگر ] قدمى بردارند هجوم مىآورند . از اين جهت خيلى سخت است ملاقات آقايان . حياط كوچك ، راهرو تنگ ، جمعيت زياد ، تمام مجهول مطلق . از طبقهء علما و سادات و رجال و شاهزادگان مىآيند و مىروند . شب را هم گويا آبگوشتى به فقرا مىدهند . زن بسيارى در كوچه و خيابان ايستاده بود . براى تماشاى زنها هم جمعيتى عليحده ايستاده . چيزى از اين مجلس معلوم نمىشود و نمىدانم براى چه مىروند . مقصود چيست . مثل اينكه خودم رفتم و نفهميدم . از حياط اول به حياط دوم ، از آنجا به بام عمارت پائين آمده در جلوخان ايستاديم ، بعد سوار شده رفتيم . نير الدوله حاكم طهران ديروز نصرت السلطنه از حكومت طهران معزول شده شاهزاده نير الدوله پسر مرحوم پرويز ميرزا نير الدوله ابن خاقان خلد آشيان حاكم شد . عزل شاهزاده بواسطهء نبودن نان و