قهرمان ميرزا عين السلطنه
1117
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گوشت بود و رفتن اين دو صنف به خانهء جناب حجة الاسلام ميرزا حسن آشتيانى و شكايت از نبودن سوخت و گندم و گوشت و تغيرات نصرت السلطنه و تعارفاتى كه مىخواهد . ميرزا هم به شاه عرض كرده . اما نصب نير الدوله و از كجا منتخب شد معلوم نيست . اين شاهزاده اوايل پيشخدمت شاه شهيد بود . بعد از فوت پدرش حكومت نيشابور رفت كه هميشه پدرش حاكم آنجا بود . سه سال قبل همراهى با مؤيد الدوله كرده حكومت خراسان را كه او گرفت بعضى از حكومتهاى جزء را نير الدوله برداشت ، تا تنخواهى كه داده بردارد . بعد از عزل مؤيد الدوله با آصف الدوله سازش نكرده طهران آمد . ديگر به حكومت نرفت . خودى آمادهء حكومت خراسان كرد ، تعارف زياد به شاه داد . شاه شهيد شد . در اين انقلابات كارى نگرفت . تا حال مىگويند فرمانفرما اين اسباب را فراهم آورد كه حكومت طهران هم جزو ساير كارهاى او باشد و بدون ملاحظه احكامات شاهزاده را در اين اداره هم مجرا و ممضى دارند . نصرت السلطنه سخت بود و تمكين نداشت . نير الدوله محال است تمكين نكند . حاجى ميرزا حسن آشتيانى اگرچه تمام حكومت امروز در درب خانهء حاجى ميرزا حسن آشتيانى مىگذرد ، حتى فقرهء نان و گوشت . حاجى ميرزا حسن را خيلى تملق گفتهاند و فرمانفرما بىاندازه از او تمكين دارد . افتخار العلماء هم در عوض حجة الاسلام تمام كارهاى مردم را انجام مىدهد . يك مرتبه عنان و اختيار از دست داده تمام كارهاى دولتى و ملتى اكنون آنجا مىگذرد . چند روز قبل هم هزار تومان از اصل ماليات به خود حجة الاسلام و پانصد تومان در حق افتخار العلماء مرحمت شد . اين طايفه و كسانى كه به توسط آنها صاحب مواجب شدهاند گويا متجاوز از سالى چهل هزار تومان ببرند ، حالا باز علاوه داده مىشود . اين مواجب جديد را فرمانفرما برقرار كرد ، فقط براى اينكه عريضه براى شاه از ميرزا گرفت كه خيلى از صدراعظم بد نوشته بود و بسيار رضايت از عزل او كرده بود و از حاجى محمد حسن هم بد گفته ، و اصرار كرده البته حقوق ملت را ضايع نكرده تفاوت اين پولها را بگيريد . با وجود اينكه صدراعظم به ميرزا و افتخار العلماء بهاندازهاى خصوصيت داشت و چيز مىداد كه ما فوق آن متصور نيست ، اقلا ده هزار تومان به توسط او مواجب و مرسوم گرفتند . بهرجهت علما اين روزها معركه مىكنند . حكم حكم آنهاست . دولت هم يك مرتبه ول كرده . باشد تا گرفتار خسران و عاقبت وخيم آن بشوند . « 1 »
--> ( 1 ) - از مؤلف كه شاهزادهء قاجار است غير از اين نمىتوان انتظار داشت . ناشر