قهرمان ميرزا عين السلطنه
1115
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ممتاز الدوله دستخط شد . حضرات از اين القاب متنفر شده اين در و آن در دويدند . آخر الامر ركن الممالك جلال السلطان شد . ممتاز الدوله باقى است تا چه شود . رضا قلى ميرزا كه هيچ لقب نداشت اعدل الدوله شد . اين روزها لقب زياد مىدهند خصوصا لقب سلطانى از ترس صدراعظم كسى نمىگرفت . حالا تمام القاب سلطانى گرفتهاند . ناصر السلطان ، معين السلطان ، اعتماد السلطان ، سيف السلطان ، صديق السلطان و غيره و غيره . تبريزيها اغلب بلكه تماما صاحب لقب شدند . خانهء فرمانفرما فرمانفرما نبود جمعى بودند . در تالار بزرگ نشستيم . اين عمارت سه دفعه خراب شده تا حالا صورت ظاهرى پيدا كرده . ناظم السلطنه مباشر عمارت بود . آنقدر بىسليقه و كثيف عمارت را ساخته كه بعد از سه مرتبه تغيير باز چندان خوب نيست . تالار مزين به اسبابهاى ممتاز ، تمام ديوار اطاق مستور از قاليهاى كرمان است كه حقيقت خيلى قشنگ و خوب است . امير توپخانه ، آجودانباشى ، مشير الملك بودند . فرمانفرما اندرون خدمت شاه رفته بود . سه ساعت و نيم از شب رفته آمد . يك قليان كشيده چاى خورده با بنى اعمام برخاستيم . هوا به اعلى درجه سرد [ بود ] اسبها لرز مىكردند . در تازهء كالسكه روى باز كرده باغبان فرنگى شاه خيابانبندى و درختكارى خوبى جلوى عمارت كرده ، خيلى قشنگ و خوب شده . درب قديم بسته است . حالا كالسكه تا جلوى عمارت مىآيد . پياده به منزل آمدم . خيلى منزل من نزديك است . ميزان جيره شنبه 12 شعبان المعظم - ديروز را تمام منزل بودم . مقارن غروب كاغذى از امير توپخانه در جواب مطالب من رسيد . در آخر كاغذ مرقوم شده بود در باب جيرهء شما به حضرت و الا عرض كردم با كمال ميل و رغبت فرمودند در برات نوشته شود . از بخت خود متعجب شدم كه آيا ممكن است چيزى نگفته و تعارف نداده در حق ما التفاتى شود . به جهت آنكه دو سه سال است متصل با افخم الدوله دنبال كرده به هركس لازم بود گفتيم و وعده داديم صورت نگرفت . ديگر بهحال خود گذاشتيم . خيلى خوشحال شدم . شب دماغى داشتم و حسابها مىكردم . يقين كرده بودم بهاندازهء منصب حاليهام مرحمت شده . امروز را محض كسب اطلاع توپخانه رفتم . بعد از تعارفات رسميه سؤال كردم . حكايت جيره چه بوده و چهقدر است . امير توپخانه فرمود جيرهء شما چقدر بود . گفتم دو من و چهار من . فرمود دو من و هشت من علاوه شد . يك مرتبه وارفتم . آن اشتها و