قهرمان ميرزا عين السلطنه

1114

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رفتن امكان نداشت . كالسكه‌ها را مجانى داده بود [ ند . ] ميرآخور خودش همراه بود براى پذيرائى . يك جفت اسب سياه روسى هم براى كالسكه تقديم كرد . امشب را حضرت و الا در راه خواهند بود و فردا را ديرتر حركت كرده شب وارد خواهند شد . حال حال ما هوش است . خوشحالى او اندازه ندارد . روز يكشنبه را هم با حضرت و الا درب خانه رفته شرفياب شدم . شاه چند روز است احوال ندارد . درد نقرس و رماتيسم شدت كرده چندان دماغ حرف زدن نداشتند . با وجود آن خيلى اظهار التفات فرمودند . حضرت و الا در حرف زدن خيلى شرم و حيا مىكند . هيچ‌كس را نديده‌ام آنقدر شرم حضور داشته باشد . بيشتر كارهاى ما را همين فقره خراب كرده . آقاى عماد السلطنه را مقرر شد در غياب حضرت و الا در مجلس دربار اعظم و هنگام آمدن سفرا و حمل اسلحه حاضر شود . مجلس ، مجلس امين خلوت وزير دربار شده . هفته‌اى يكى دو روز براى بعضى كارهاى عمده مجلس مىكنند . به قول ملك التجار كه آن روز گفته بود هروقت كارها را ضايع مىكنند آن‌وقت رجوع به دربار مىشود ، مىگفت تعجب دارم كه همه‌جا هنوز شروع به كار نكرده مجلس مىكنند . اين‌جا برعكس هروقت آخر كار است آنچه نبايد بكنند كرده‌اند و كار ضايع شده مجلس مىكنند . اين مطلب را به آن زبان و بيان كه دارد گفت همه‌كس تمجيد كرد . پنجشنبه 10 شعبان - آن خانه رفتم . افخم الدوله از خلوت به بالاخانه رفته ، اطاقها گرم و بسيار خوب بود . ميرزا ابراهيم صحبت مىكرد . هوا به‌شدت تمام سرد شده . از اين سردتر ممكن نيست . عصر را خانهء محمد ميرزا رفتم . بعضى مطالبات از تركهء صنيع الملك باقى مانده بود دو فقرهء آن را عرض كرده‌ايم ، اما معلوم نيست اميرزاده اقدامى بفرمايند . مراجعت در خيابان رفعت الدوله و اعدل الدوله را ديدم . خانهء فرمانفرما مىرفتند به اصرار آنها همراهى كردم . القاب پسران ركن الدوله القاب پسرهاى ركن الدوله عوض شد . اكرم الدوله بواسطهء آن‌كه دختر صاحب ديوان آن لقب را گرفته بود و سالار الملك كه پدر امين بقايا در اين ايام آن لقب را برده بود و پسر امير نظام سالار الملك شده عريضه به شاه كرده فرامين را جوف آن گذاشته بعضى لقبها هم نوشته هريك صلاح باشد مرقوم شود . آن لقبها را نداده . در عوض ركن الممالك و