قهرمان ميرزا عين السلطنه
1113
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تكرارش موجب ملال نيست . زمانه پندى آزادهوار داد مرا * زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است به روز نيك كسان گفت غم مخور زنهار * بسا كسا كه به روز تو آرزومند است فى الواقع همينطور است . سهشنبه هشتم شعبان 1314 - 23 درجه جدى - 12 ژانويه 1897 - به سلامتى و ميمنت سه ساعت از دسته گذشته حضرت و الا تشريففرماى قزوين شدند . تا بيرون دروازهء قزوين رفته از آنجا مرخص شديم . يك كالسكه خود حضرت و الا ، كالسكهء ديگر جمشيد بيك ، عليمردان خان ، ميرزا يونس منشى باشى . مداخل راه قزوين - سعد السلطنه حكومت قزوين بواسطهء اين راه خوب و معبر بودن بسيار خوب است . در حقيقت مثل طهران است . پانزده ساعت راه است . راه الان با سعد السلطنه است . بواسطهء منافعى كه دارد واگذار نكرد . اگر صدراعظم بود حكما زمين مىگذاشت تا باز حكومت را به . . . « 1 » راه ببرد . اما آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت . در حكومت حسام السلطنه همين كار را كرد راه مخروبه شد ، كالسكه و اسب را برد . فرنگيها شكايت كردند مجبور شدند حكومت را دادند تا راه را مثل روز اول درست كرد . حالا اگر زمين بگذارد ديگران هستند كه قبول دارند . ماهى هزار تومان مىگويند دخل راه است . مستغل زيادى هم قزوين بهمزده ، بيشتر ملاحظهء آن را دارد . صد و پنجاه هزار تومان متجاوز دكاكين و كاروانسرا دارد . ديشب را حضرت و الا و نواب عليه و ساير خانمها تماما منزل من تشريف داشتند . بسيار بسيار خوش گذشت . يكى از شبهاى قشنگ خوب عمر ما محسوب مىشود . به همه جهت خوش گذشت . با آقاى عماد السلطنه و افخم الدوله بيرون استراحت كرديم . عليمردان دو ساعت به دسته مانده از منزلش آمد . در زد بيدار شديم ، ديگر خواب نرفتيم . خانمها امروز تا عصر تشريف داشتند . آش رشته داشتيم ، در حقيقت مثل آش پشتپا كه معمول است پشتسر سفرى طبخ مىكنند بود . روز سردى بود . شب دوشنبه هفتم برف خوبى آمد . روز دوشنبه را هم تا عصر كمكم آمد . الحمد لله ديشب و امروز نيامد . اما بهشدت هرچه تمامتر سرد است . زمين و زمان يخ است . شكر مىكنم خدا را كه حضرت و الا در كالسكه تشريف دارند . اگر غير آن بود
--> ( 1 ) - يك كلمه ناخوانا .