قهرمان ميرزا عين السلطنه

1101

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ناخدمتى نكنند . بعد دم در ميدان آمده دو مرتبه افواج به حالت چهار چهار دفيله كرده از در ميدان بيرون رفتند . از آنجا به قورخانه رفت . من منزل آمدم . حركت اتابك به سوى قم حسين آقا كه چند سال قبل نزد من نوكر بود و اين ايام پيش پسر صدراعظم خدمت مىكرد در ميدان كه بودم برخورد . تفصيل پرسيدم گفت امروز دو ساعت به صبح مانده صدراعظم و دو پسرش و دو برادرش با حاجى رستم خان دامادش پسر حاجى حسينعلى خان و پسرهاى امين حضرت مرحوم در هشت كالسكه نشسته به سمت قم رفتند . غلام سفارت انگليس و روس هم همراه رفتند . پلكنيك با پنجاه قزاق همراه رفت . پلكنيك مراجعت مىكند اما قزاقها تا قم مىروند . هشتصد مال بنه و اسبابهاى آنها را حمل به قم كرد . مىگفت وقتىكه از اندرون بيرون آمد زنها گريه‌كنان از عقب مىآمدند . گريه و زارى مىكردند ، اما خودش خنده مىكرد . به عجله تا دم در رفت . دو نفر سيد گدا [ را كه ] اعتقادى به آنها داشت يكى طرف يمين خودش ديگرى سمت يسار در كالسكه نشاند . عيالش طهران است و فرموده همان‌طور خرج بدهند و آنچه نوكر بود مرسوم و مواجب آنها را به همان ترتيب بدهند . از مستحقين ، از سيد و آخوند هركس جيره‌خور بوده ماه به ماه برسانند . شام و ناهار بيرون به همان قرار باشد . تمام نوكرها جمع شوند . حاجى سقاباشى و ميرزا سيد ابراهيم ( ميرزاى كارهاى شخصى او بود ) شب و روز آنجا باشند . از برادرها امين الملك و صاحب جمع براى محاسبهء خزانه و كارهاى ديگر در طهران توقف دارند . از قرارى كه گفتند شاه ادارهء امير نظام را فرموده بودند به‌عهدهء صدراعظم باشد و برود . قبول نكرده و عرض كرده است خانهء من قم است و براى دعاگوئى هم قم مناسب‌تر است ، اجازه التفات شود آنجا بروم . در قم خانه و مستغلات زياد دارد . صحن جديد قم را صدراعظم ساخته و خيلى خرج كرده است . مخالفان اتابك اشخاصى كه به شاه در عزل صدراعظم زياد دل دادند و شاه را راغب به اين عمل فرمودند و صراحة به شاه گفته بودند تا او به ميان كار است اسمى از شما نخواهد بود ، همه‌كس او را مىشناسد و براى شما اشعار و مضامين مىگويند و هرچه مىفرمائيد اطاعت نمىكنند و برعكس آنچه را ميل دارند شما را مجبور به اطاعت و اجراى آن مىكنند يكى فرمانفرما بود كه پس از استعفا جدا ايستادگى كرده تمام آنچه را نبايد