قهرمان ميرزا عين السلطنه
1102
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بگويد گفت . ديگرى حكيم الملك است ، ديگرى وكيل الدوله مىباشد . بصير السلطنه هم ميانه بوده . مابقى را اطلاع نداريم . رئيس و عمدهء آنها همينها بودند كه نوشتيم . كاغذخوانى حضور هم به وكيلين مرحمت شد . امين خلوت درب خانه نيامد . اما باز شاه فرستاد و آمد . مردم بدون جهت خوشحال هستند و حال آنكه به خيليها دخلى ندارد . يكشنبه هفتم شهر رجب المرجب - 22 درجهء قوس . هوا بهتر شده . چهار شبانه روز باران آمد و بهشدت سرد كرد . از جمعهء گذشته آفتاب كرد و گرم شد . شمران برف آمد . طهران هم يك روز برف آمد . اما به زمين ننشست . وزراء جديد تماما در كمال استقلال مشغول كارهاى خود هستند و امورات بهتر مىگذرد . دستوپاى مردم هم باز شده . كارها منحصر به يكجا نيست و عموم مردم خوشحال هستند . اقوام اتابك - امين الملك حساب امين الملك را رسيدگى مىكنند . هنوز معلوم نيست بطور دلخواه او و آن طورى كه اسناد دارد رسيدگى مىشود يا حقيقترسى مىفرمايند و برواتى كه خريده و تومانى سه هزار و پنج هزار داده كسر مىشود . گمان نمىكنم حساب گذشتهء او را هم تحقيق كنند . اگر اينطور باشد كار آنها خيلى سخت است . بدون جهت اينهمه مكنت جمع نمىشود . آقا غلامحسين بزاز آقا غلامحسين كه اول شاگرد بزاز بود و « آقلى » مىگفتند صاحب اينهمه اوضاع و دستگاه نمىشود . فقط پارك او صد هزار تومان قيمت دارد و شبى هزار تومان مهمانى او مخارج داشت . يك نفر نويسندهء آن دستگاه از يك وزير بيشتر ملك و مال دارد . هركدام در مقابل خود صاحب مبلغها ثروت و مكنت هستند . تمام ايران در اين چند سال تمام شد و همهء آن در كيسه و جيب اين جمع رفت . خدا مىداند چقدر مال در دستگاه آنها موجود است . معز الملك توتونفروش - خريد كتب خطى معز الملك از روزى كه طهران آمده يك كرور باغ و عمارت و ييلاق خريده . مرد كه سواد فارسى ندارد ، مكتب نرفته چهارده هزار تومان كتب خطى ميرزا محمود مستوفى را خريد و براى زينت عمارت در اطاق چيده و گذاشته ، يك نفر توتونفروش بود . اغلب