قهرمان ميرزا عين السلطنه

1083

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

است . روزگار سخت پاپى شده ، خداوند خودش ترحمى بكند . دندان‌درد صدراعظم پنجشنبه 27 - ديشب را خانهء حضرت و الا بودم . حكم نظامى آورده [ اند ] كه صبح صدراعظم « باستيان » تيراندازى تشريف مىبرد . به اتفاق تولوى خان سوار شده رفتيم . جمعيت زياد [ بود ] . شاهزاده سالار الدوله و سالار السلطنه ، ركن السلطنه با تمام سرداران و امراء بودند . پنج از دسته رفته پيغام آوردند دندان صدراعظم درد مىكند و تشريف نمىآورند . مجلس سرد شد . ناچار محض تشريفات سايرين دو سه تير توپ انداختند ، هيچ‌كدام به نشان نخورد . سوار شده عودت كردند . قدرت و مديريت نصرت السلطنه نصرت السلطنه خوب حكم مىكند . يك دست بريده و چند نفر را گوش و دماغ كرده ، اهل طهران سياست كمتر ديده‌اند . حالا رعبى به دلشان گرفته واهمه كرده‌اند . نان و گوشت كمى بهتر شده باز گران است . عصر خانهء معين دفتر رفتم بهتر از من اطلاعات داشت . تفصيلاتى است كه او گفته و شهرت دارد . استعفاى فرمانفرما بواسطهء اين شده است . اتابك و وكيل الدوله و فرمانفرما چند روز قبل صدراعظم فحش زيادى به ميرزا محمد خان وكيل الدوله داده و ضمنا آنچه فحش خلق‌شده به فرمانفرما گفته كه تو و او هرشب و هرروز مجلس مىكنيد ، اندرون و بيرون رفته اسباب فراهم مىآوريد من معزول شوم و گمان مىكنيد من مشتاق اين كار هستم و حال آن‌كه هيچ ميل ندارم . كارها مغشوش است و مردم از چشم من مىبينند ، من چه كنم . دولت پول ندارد . قشون ندارد . شلوغ است . دست من نيست . الان استعفا مىكنم تو برو صدراعظم شو و فرمانفرما وزير جنگ . ملاحظه كنيم كارها بهتر مىشود ! من براى دو چيز است در استعفا تأمل دارم . يكى دلم به حال اين يك مشت نوكر شاه شهيد مىسوزد كه بعد از من تمام و نابود خواهند شد . ديگرى از جان و مال خود واهمه دارم . بارى فحش بسيار داده . از قرار معلوم تا حال ميرزا محمد خان را امين و محرم خود مىدانسته ، چه مدتها است نسبت به او التفات دارد و نويسندگى خودش را داشت . به صدراعظم گفته‌اند آنچه شما مىكنيد از خوب و بد ، او به شاه عرض مىكند .